مقدمه
زانو یکی از بزرگترین، پیچیدهترین و پرکاربردترین مفاصل بدن انسان است. این مفصل تقریباً در تمام فعالیتهای روزمره، از ایستادن و راهرفتن گرفته تا نشستن، بالا رفتن از پله، دویدن، پریدن و ورزشکردن نقش دارد. بسیاری از مردم تصور میکنند زانو فقط محل اتصال استخوان ران به استخوان ساق است، اما در حقیقت ساختار زانو از مجموعهای هماهنگ از استخوانها، غضروفها، منیسکها، رباطها، عضلات، تاندونها، کپسول مفصلی، پرده سینوویال، عصبها و رگهای خونی تشکیل شده است. هرکدام از این اجزا وظیفه مشخصی دارند و برای حرکت طبیعی و بدون درد زانو باید بهدرستی در کنار یکدیگر کار کنند. زانو بهطور کلی یک مفصل لولایی تغییرشکلیافته محسوب میشود؛ یعنی حرکت اصلی آن خم و صاف شدن است، اما در بعضی وضعیتها مقدار کمی چرخش نیز در آن اتفاق میافتد
شناخت ساختار طبیعی زانو فقط برای پزشکان و متخصصان اهمیت ندارد، بلکه برای عموم مردم نیز مفید است. وقتی فرد بداند هر قسمت از زانو چه وظیفهای دارد، بهتر میتواند علت دردها، صداها، تورم یا محدودیت حرکتی زانوی خود را درک کند. برای مثال، پارگی منیسک با آسیب رباط صلیبی تفاوت دارد و ساییدگی غضروف مفصلی نیز بیماری دیگری است. دکتر افشاریان، فوق تخصص جراحی زانو، معتقد است یکی از دلایل نگرانی بیماران این است که نام ساختارهای مختلف زانو را میشنوند، اما تفاوت میان آنها را نمیدانند. آشنایی ساده و اصولی با ساختمان زانو به بیمار کمک میکند توضیحات پزشک، گزارش امآرآی و برنامه درمانی خود را بهتر بفهمد و تصمیم آگاهانهتری درباره سلامت زانوی خود بگیرد.
زانو دقیقاً چه نوع مفصلی است؟
مفصل به محلی گفته میشود که دو یا چند استخوان در آن به یکدیگر میرسند. در زانو، بخش پایینی استخوان ران با بخش بالایی استخوان ساق تماس پیدا میکند و کشکک نیز در جلوی انتهای استخوان ران حرکت میکند. به همین دلیل، زانو را میتوان مجموعهای از دو قسمت اصلی دانست. قسمت اول مفصل بین استخوان ران و ساق یا مفصل تیبیوفمورال است و قسمت دوم مفصل بین کشکک و استخوان ران یا مفصل پاتلوفمورال نام دارد. همکاری این دو قسمت باعث میشود زانو هنگام راهرفتن به نرمی خم و صاف شود و کشکک نیز روی شیار جلوی استخوان ران حرکت کند. از نظر پزشکی، زانو یک مفصل سینوویال مرکب است؛ یعنی چند سطح استخوانی درون یک مجموعه مفصلی قرار گرفتهاند و فضای مفصل با مقدار کمی مایع لغزنده پر شده است.
حرکت زانو فقط مانند باز و بسته شدن ساده لولای در نیست. وقتی زانو از حالت صاف وارد حالت خم میشود، انتهای استخوان ران همزمان روی استخوان ساق میغلتد، کمی سر میخورد و مقدار محدودی میچرخد. این حرکات ظریف باعث میشوند سطح تماس بین استخوانها حفظ شود و فشار در قسمت مناسبی از مفصل پخش گردد. هنگامی که زانو کاملاً صاف است، استخوانها و رباطها در وضعیت نسبتاً قفلشدهای قرار میگیرند تا فرد بتواند با مصرف انرژی کمتر بایستد. با شروع خم شدن زانو، این قفل طبیعی باز میشود و آزادی حرکت افزایش مییابد. بنابراین عملکرد طبیعی زانو نتیجه حرکت هماهنگ استخوانها، رباطها، منیسکها و عضلات است و نمیتوان سلامت زانو را فقط براساس وضعیت یک قطعه از آن ارزیابی کرد.
استخوان ران یا فمور
استخوان ران که در اصطلاح علمی فمور نامیده میشود، بلندترین و یکی از قویترین استخوانهای بدن است. قسمت پایینی این استخوان در تشکیل مفصل زانو شرکت میکند. انتهای پایینی استخوان ران به دو برجستگی گرد تقسیم میشود که یکی در سمت داخلی و دیگری در سمت خارجی زانو قرار دارد. به این برجستگیها کندیل داخلی و کندیل خارجی استخوان ران گفته میشود. سطح این کندیلها صاف و منحنی است و با لایهای از غضروف مفصلی پوشیده شده است. این شکل منحنی به استخوان ران اجازه میدهد هنگام خم و صاف شدن زانو روی سطح بالایی استخوان ساق حرکت کند. بین دو کندیل نیز یک شیار نسبتاً عمیق وجود دارد که محل قرارگرفتن رباطهای صلیبی در عمق زانو است.
در قسمت جلویی انتهای استخوان ران، شیاری قرار دارد که کشکک روی آن حرکت میکند. این قسمت شیار کشککی یا تروکلئای فمور نام دارد. هنگامی که زانو خم و صاف میشود، کشکک درون این شیار بالا و پایین میرود. شکل طبیعی شیار و هماهنگی آن با کشکک اهمیت زیادی دارد، زیرا در صورت کمعمق بودن شیار یا قرارگیری نامناسب کشکک، ممکن است کشکک به سمت بیرون منحرف شود یا حتی از جای خود خارج گردد. بخشهای انتهایی استخوان ران علاوه بر تحمل وزن بدن، محل اتصال بسیاری از رباطها، تاندونها و عضلات نیز هستند. بنابراین هرگونه شکستگی، تغییر شکل یا ساییدگی در این ناحیه میتواند حرکت و تعادل طبیعی زانو را مختل کند.
استخوان ساق یا تیبیا
استخوان درشتنی یا تیبیا، استخوان اصلی تحملکننده وزن در ساق پا است. قسمت بالایی این استخوان در تشکیل مفصل زانو شرکت میکند و به آن صفحه یا پلاتوی تیبیا گفته میشود. پلاتوی تیبیا از یک بخش داخلی و یک بخش خارجی تشکیل شده است که کندیلهای استخوان ران روی آنها قرار میگیرند. سطح بالایی استخوان ساق نسبت به انتهای استخوان ران صافتر است و اگر منیسکها وجود نداشتند، تطابق کامل و مناسبی میان این دو سطح ایجاد نمیشد. منیسک داخلی و خارجی روی پلاتوی تیبیا قرار میگیرند و باعث میشوند سطح نسبتاً صاف استخوان ساق با کندیلهای گرد استخوان ران هماهنگتر شود. این ویژگی به توزیع فشار و افزایش ثبات مفصل کمک میکند. (NCBI)
در قسمت جلویی و بالایی استخوان ساق، برجستگی مشخصی به نام برجستگی درشتنی یا توبروزیته تیبیا وجود دارد. تاندون کشکک به این برجستگی متصل میشود و نیروی عضله چهارسر ران را به استخوان ساق منتقل میکند. به کمک این مجموعه، فرد میتواند زانوی خود را صاف کند، از روی صندلی بلند شود، راه برود، بدود یا از پله بالا برود. بین بخش داخلی و خارجی سطح فوقانی تیبیا نیز برجستگیهایی وجود دارند که محل اتصال بعضی از رباطها و ریشههای منیسکها هستند. سلامت این نقاط اتصال برای عملکرد مناسب رباطهای صلیبی و منیسکها اهمیت فراوانی دارد. شکستگی قسمت بالایی تیبیا یا تغییر شکل آن میتواند سطح مفصل، محور اندام و نحوه توزیع فشار روی زانو را تغییر دهد.
استخوان نازک نی یا فیبولا
نازکنی یا فیبولا استخوان باریکتری است که در قسمت خارجی ساق قرار دارد. برخلاف تیبیا، استخوان فیبولا بخش اصلی تحمل وزن بدن نیست و مستقیماً با استخوان ران مفصل نمیشود. بااینحال، قسمت بالایی آن که سر فیبولا نامیده میشود، در کنار قسمت خارجی زانو قرار دارد و محل اتصال چند ساختار مهم است. رباط جانبی خارجی زانو به سر فیبولا متصل میشود و تاندون عضله دوسر رانی نیز در همین ناحیه اتصال دارد. به همین دلیل، آسیب یا شکستگی سر فیبولا میتواند با درد قسمت خارجی زانو یا اختلال در ثبات آن همراه باشد.
یکی دیگر از نکات مهم درباره سر فیبولا، عبور عصب پرونئال مشترک از اطراف آن است. این عصب بسیار نزدیک سطح پوست قرار دارد و به همین دلیل در برابر فشار، ضربه یا کشش آسیبپذیر است. آسیب این عصب ممکن است باعث ضعف در بالا آوردن مچ پا یا بیحسی قسمتهایی از ساق و روی پا شود. بنابراین اگرچه فیبولا مستقیماً بخش اصلی مفصل زانو را تشکیل نمیدهد، اما از نظر اتصال رباطها، تاندونها و عبور عصب اهمیت زیادی دارد. در معاینه زانو، پزشک فقط استخوان ران، ساق و کشکک را بررسی نمیکند، بلکه سر فیبولا و ساختارهای اطراف آن را نیز مورد توجه قرار میدهد.
کشکک یا پاتلا
کشکک استخوان کوچکی است که در جلوی زانو قرار دارد و درون تاندون عضله چهارسر ران تشکیل شده است. به استخوانهایی که درون تاندون قرار میگیرند، استخوان کنجدی گفته میشود و کشکک بزرگترین استخوان کنجدی بدن انسان است. سطح پشت کشکک با غضروف مفصلی ضخیمی پوشیده شده و روی شیار جلوی استخوان ران حرکت میکند. وجود کشکک باعث میشود قدرت عضله چهارسر ران برای صافکردن زانو افزایش یابد. به بیان ساده، کشکک مانند یک قرقره عمل میکند و فاصله تاندون چهارسر از مرکز چرخش زانو را افزایش میدهد؛ در نتیجه عضله با نیروی مؤثرتری زانو را صاف میکند.
کشکک علاوه بر افزایش قدرت عضله، از بخش جلویی مفصل زانو نیز محافظت میکند. قسمت بالایی کشکک به تاندون عضله چهارسر و قسمت پایینی آن به تاندون کشکک متصل میشود. در دو طرف کشکک نیز بافتهایی وجود دارند که به هدایت و حفظ کشکک در مسیر طبیعی کمک میکنند. هنگام خم شدن زانو، کشکک پایینتر وارد شیار استخوان ران میشود و هنگام صاف شدن زانو به سمت بالا حرکت میکند. اگر کشکک بهدرستی در شیار حرکت نکند، فشار در بعضی قسمتهای سطح پشتی آن افزایش مییابد و ممکن است فرد در جلوی زانو، بهخصوص هنگام بالا و پایین رفتن از پله یا نشستن طولانی، احساس درد کند.

غضروف مفصلی
انتهای استخوانهای تشکیلدهنده زانو مستقیماً و بدون پوشش روی یکدیگر قرار نگرفتهاند. سطح انتهایی استخوان ران، سطح بالایی استخوان ساق و پشت کشکک با لایهای نرم و لغزنده به نام غضروف مفصلی پوشیده شده است. این غضروف با غضروف منیسک تفاوت دارد. غضروف مفصلی سطح استخوان را میپوشاند و حرکت نرم استخوانها روی یکدیگر را امکانپذیر میکند. این بافت مانند سطحی صیقلی و کماصطکاک عمل میکند و اجازه میدهد زانو بارها در طول روز خم و صاف شود، بدون اینکه استخوانها مستقیماً روی هم ساییده شوند.
غضروف مفصلی همچنین در جذب و پخش فشار نقش دارد، اما توان ترمیم آن محدود است. این بافت رگ خونی مستقیم ندارد و مواد غذایی خود را بیشتر از مایع مفصلی دریافت میکند. اگر غضروف در اثر ضربه، فشار طولانیمدت، افزایش سن، ناهماهنگی محور پا یا بیماریهای مفصلی آسیب ببیند، سطح آن ممکن است زبر، نازک یا ترکخورده شود. در مراحل پیشرفته، غضروف از بین میرود و استخوان زیر آن در معرض فشار قرار میگیرد. این وضعیت یکی از پایههای اصلی آرتروز زانو است. دکتر افشاریان، فوق تخصص جراحی زانو، تأکید میکند که غضروف با منیسک یکی نیست؛ غضروف مفصلی سطح استخوان را میپوشاند، درحالیکه منیسک قطعهای جداگانه و هلالیشکل است که میان استخوان ران و ساق قرار میگیرد.
منیسک داخلی و منیسک خارجی
در هر زانو دو منیسک وجود دارد؛ یکی در قسمت داخلی و دیگری در قسمت خارجی مفصل. منیسکها قطعاتی از جنس فیبروغضروف هستند که بین کندیلهای استخوان ران و سطح بالایی استخوان ساق قرار میگیرند. شکل آنها از بالا شبیه هلال یا حلقه ناقص است و سطح مقطع آنها حالت گوهای دارد؛ یعنی لبه خارجی ضخیمتر و لبه داخلی نازکتر است. این شکل باعث میشود سطح فوقانی استخوان ساق گودتر شود و با انتهای گرد استخوان ران تطابق بیشتری پیدا کند. منیسکها در انتقال وزن، کاهش فشار روی غضروف مفصلی، جذب ضربه، افزایش ثبات زانو و توزیع مایع مفصلی نقش دارند.
منیسک داخلی معمولاً به شکل حرف C است و اتصال محکمتری به کپسول مفصلی و رباط جانبی داخلی دارد. به همین دلیل، حرکت آن نسبت به منیسک خارجی کمتر است و در بعضی آسیبهای چرخشی زانو بیشتر در معرض پارگی قرار میگیرد. منیسک خارجی شکل حلقویتری دارد و به دلیل اتصالات متفاوت، تحرک بیشتری دارد. هر منیسک از شاخ قدامی، بدنه و شاخ خلفی تشکیل شده است. ریشههای منیسک نیز آن را به استخوان ساق متصل میکنند. آسیب ریشه منیسک میتواند عملکرد منیسک را بهشدت مختل کند، حتی اگر بخش بزرگی از ظاهر منیسک سالم باقی مانده باشد.
خونرسانی منیسک در تمام قسمتهای آن یکسان نیست. قسمت خارجی منیسک که به کپسول مفصلی نزدیکتر است، خونرسانی بهتری دارد، اما قسمت داخلی آن تقریباً بدون رگ خونی مستقیم است و مواد غذایی خود را از مایع مفصلی دریافت میکند. به همین علت، احتمال ترمیم پارگیهای قسمت خارجی بیشتر از پارگیهای قسمت مرکزی است. این تفاوت در تصمیمگیری برای بخیه منیسک یا برداشتن قسمت آسیبدیده اهمیت دارد. حفظ منیسک تا حد امکان ارزشمند است، زیرا کاهش بافت منیسک میتواند فشار واردشده بر غضروف مفصلی را افزایش دهد و در درازمدت زمینه ساییدگی زانو را فراهم کند.
رباط صلیبی قدامی
رباطها نوارهای محکم بافتی هستند که استخوانها را به یکدیگر متصل میکنند و از حرکات غیرطبیعی مفصل جلوگیری میکنند. رباط صلیبی قدامی یا ACL در مرکز زانو قرار دارد و از قسمت پشتی و خارجی استخوان ران به قسمت جلویی سطح استخوان ساق کشیده میشود. وظیفه اصلی این رباط، جلوگیری از حرکت بیش از اندازه استخوان ساق به سمت جلو نسبت به استخوان ران است. رباط صلیبی قدامی همچنین در کنترل چرخش زانو، بهویژه هنگام تغییر جهت ناگهانی، فرود آمدن پس از پرش یا توقف سریع، نقش مهمی دارد.
این رباط از دستههای فیبری مختلفی تشکیل شده است که در زوایای متفاوت زانو تحت کشش قرار میگیرند. بخشی از رباط در هنگام صاف بودن و بخشی دیگر در هنگام خم بودن زانو نقش بیشتری پیدا میکند. رباط صلیبی قدامی علاوه بر مقاومت مکانیکی، دارای گیرندههای عصبی است که اطلاعات مربوط به موقعیت مفصل را به مغز منتقل میکنند. به همین دلیل، پارگی آن ممکن است علاوه بر شلی مکانیکی، حس اعتماد فرد به زانو را نیز کاهش دهد. بیمار ممکن است هنگام چرخیدن یا تغییر جهت احساس کند زانو خالی میکند یا کنترل کافی ندارد.
رباط صلیبی خلفی
رباط صلیبی خلفی یا PCL نیز در مرکز مفصل زانو قرار دارد و همراه با رباط صلیبی قدامی، ظاهری شبیه دو نوار متقاطع ایجاد میکند. این رباط از قسمت داخلی استخوان ران به قسمت پشتی استخوان ساق متصل میشود. وظیفه اصلی آن جلوگیری از حرکت بیش از حد استخوان ساق به سمت عقب نسبت به استخوان ران است. رباط صلیبی خلفی معمولاً ضخیمتر و قویتر از رباط صلیبی قدامی است و برای آسیبدیدن آن اغلب نیروی بیشتری لازم است.
یکی از مکانیسمهای شناختهشده آسیب این رباط، وارد شدن ضربه مستقیم به جلوی ساق در حالی است که زانو خم شده است؛ مانند برخورد زانو با داشبورد خودرو در تصادف. رباط صلیبی خلفی همچنین در کنترل چرخش و ثبات کلی زانو نقش دارد. رباطهای صلیبی درون کپسول مفصل قرار گرفتهاند، اما از نظر پوشش سینوویال کاملاً داخل فضای آزاد مایع مفصلی نیستند. عملکرد سالم این دو رباط باعث میشود استخوان ران و ساق هنگام حرکت در مسیر طبیعی خود باقی بمانند و بیش از اندازه جلو، عقب یا چرخیده نشوند.
رباط جانبی داخلی
رباط جانبی داخلی یا MCL در سمت داخلی زانو قرار دارد و استخوان ران را به استخوان ساق متصل میکند. این رباط از باز شدن بیش از حد قسمت داخلی مفصل و انحراف زانو به سمت داخل جلوگیری میکند. زمانی که ضربهای از سمت خارج به زانو وارد شود، قسمت داخلی مفصل تحت کشش قرار میگیرد و رباط جانبی داخلی ممکن است کشیده یا پاره شود. این رباط از بخشهای سطحی و عمقی تشکیل شده است و قسمت عمقی آن با کپسول مفصلی و منیسک داخلی ارتباط دارد.
به دلیل همین ارتباط، در بعضی آسیبهای شدید ممکن است رباط جانبی داخلی همراه با منیسک داخلی یا رباط صلیبی قدامی آسیب ببیند. بااینحال، بسیاری از آسیبهای منفرد رباط جانبی داخلی به دلیل خونرسانی مناسب، بدون جراحی و با استفاده از بریس، کنترل تورم و تمرینات توانبخشی درمان میشوند. وجود این رباط برای ثبات قسمت داخلی زانو، بهخصوص هنگام ایستادن، راهرفتن و تغییر جهت، ضروری است. در معاینه، پزشک با وارد کردن نیروی کنترلشده به زانو، میزان بازشدن قسمت داخلی مفصل را ارزیابی میکند.
رباط جانبی خارجی
رباط جانبی خارجی یا LCL در بخش خارجی زانو قرار دارد و از استخوان ران به سر استخوان فیبولا متصل میشود. این رباط از باز شدن بیش از حد قسمت خارجی مفصل جلوگیری میکند و در برابر نیرویی که زانو را به سمت خارج منحرف میکند مقاومت دارد. برخلاف رباط جانبی داخلی، رباط جانبی خارجی اتصال مستقیمی به منیسک خارجی ندارد و ساختمان باریکتر و طنابمانندتری دارد.
رباط جانبی خارجی بخشی از مجموعه بزرگتری به نام ساختارهای گوشه خلفیخارجی زانو است. این مجموعه در کنترل چرخش خارجی ساق و جلوگیری از بازشدن غیرطبیعی قسمت خارجی و عقب زانو نقش دارد. آسیب شدید این ناحیه ممکن است همراه با پارگی رباط صلیبی قدامی یا خلفی رخ دهد. ازآنجاکه عصب پرونئال در نزدیکی سر فیبولا عبور میکند، در آسیبهای شدید قسمت خارجی زانو باید عملکرد این عصب نیز بررسی شود. سلامت رباط جانبی خارجی برای ثبات زانو در حرکات جانبی و فعالیتهای ورزشی اهمیت زیادی دارد.
کپسول مفصلی و پرده سینوویال
مفصل زانو توسط پوششی محکم به نام کپسول مفصلی احاطه شده است. کپسول مانند یک کیسه بافتی، اجزای مفصل را در کنار یکدیگر نگه میدارد و به حفظ ثبات زانو کمک میکند. لایه داخلی کپسول با پرده نازکی به نام غشای سینوویال پوشیده شده است. این پرده مایع سینوویال یا مایع مفصلی را تولید میکند. مایع مفصلی حجم زیادی ندارد، اما برای حرکت نرم زانو بسیار ضروری است. این مایع اصطکاک میان سطوح غضروفی را کاهش میدهد و در تغذیه غضروف مفصلی و بخشهای بدون رگ منیسک نقش دارد.
در حالت طبیعی، مقدار مایع زانو کم است و فرد حضور آن را احساس نمیکند. در صورت التهاب، ضربه، پارگی منیسک، آرتروز یا عفونت، تولید مایع ممکن است افزایش یابد و زانو متورم شود. گاهی خون نیز وارد فضای مفصل میشود که بیشتر در آسیبهای شدید مانند پارگی رباط صلیبی یا شکستگیهای داخل مفصل دیده میشود. بررسی تورم و نوع مایع مفصلی میتواند اطلاعات مهمی درباره علت بیماری در اختیار پزشک قرار دهد. پرده سینوویال همچنین میتواند در بعضی بیماریهای التهابی مانند آرتریت روماتوئید ضخیم و ملتهب شود.
تاندون عضله چهارسر و تاندون کشکک
در جلوی ران، گروه بزرگی از عضلات به نام عضلات چهارسر قرار دارند. این عضلات در قسمت پایین ران به تاندون چهارسر تبدیل میشوند و به قسمت بالایی کشکک متصل میگردند. از قسمت پایینی کشکک نیز بافت محکمی به نام تاندون کشکک به برجستگی استخوان ساق متصل میشود. در مجموع، عضله چهارسر، تاندون چهارسر، کشکک و تاندون کشکک دستگاه بازکننده زانو را تشکیل میدهند. وظیفه این دستگاه صافکردن زانو و کنترل آن هنگام راهرفتن، نشستن، برخاستن و پایینآمدن از پله است.
اگر تاندون چهارسر یا تاندون کشکک بهطور کامل پاره شود، بیمار ممکن است نتواند زانو را بهصورت فعال صاف کند یا پای صاف خود را از روی تخت بلند نماید. ضعف عضلات چهارسر نیز حتی بدون پارگی تاندون میتواند باعث احساس ناتوانی، خالیکردن زانو یا دشواری هنگام بالا رفتن از پله شود. پس از بسیاری از آسیبها و جراحیهای زانو، عضله چهارسر بهسرعت ضعیف میشود؛ به همین دلیل تقویت تدریجی آن یکی از مهمترین بخشهای بازتوانی زانو است.
عضلات پشت ران و سایر عضلات مؤثر بر زانو
عضلات همسترینگ در پشت ران قرار دارند و وظیفه اصلی آنها خمکردن زانو است. این عضلات همچنین در کنترل حرکت استخوان ساق و کمک به ثبات زانو نقش دارند. بعضی از عضلات همسترینگ به قسمت داخلی و بعضی به قسمت خارجی زانو متصل میشوند. عضله دوسر رانی در قسمت خارجی به سر فیبولا میچسبد و عضلات نیموتری و نیمغشایی در قسمت داخلی ساق اتصال پیدا میکنند. تاندونهای عضلات سارتوریوس، گراسیلیس و نیموتری نیز در قسمت داخلی بالای ساق مجموعهای به نام پنجهغاز یا پسآنسرین را تشکیل میدهند.
عضله دوقلوی ساق نیز از قسمت پشتی انتهای استخوان ران شروع میشود و از پشت زانو عبور میکند. بنابراین این عضله علاوه بر حرکت مچ پا، در خمکردن زانو نیز نقش دارد. عضله کوچکی به نام پاپلیتئوس در پشت زانو قرار دارد و در شروع خمشدن زانو و بازکردن قفل طبیعی مفصل نقش ایفا میکند. هماهنگی عضلات جلو، پشت، داخل و خارج ران و ساق باعث میشود زانو نهتنها حرکت کند، بلکه هنگام ایستادن و راهرفتن نیز پایدار باقی بماند.
بورسهای اطراف زانو
بورسها کیسههای کوچک حاوی مقدار کمی مایع هستند که در نقاطی میان پوست، تاندون، عضله یا استخوان قرار گرفتهاند. وظیفه آنها کاهش اصطکاک میان بافتهایی است که هنگام حرکت روی یکدیگر میلغزند. در اطراف زانو چندین بورس وجود دارد. بورس جلوی کشکک میان پوست و کشکک قرار گرفته است و در افرادی که مدت زیادی زانو میزنند ممکن است ملتهب شود. بورس زیر کشکک، بورس پنجهغاز و بورسهای پشت زانو از دیگر نمونههای مهم هستند.
در حالت طبیعی، بورسها بسیار نازکاند و قابل لمس نیستند. در صورت التهاب، ممکن است مایع داخل آنها افزایش یابد و تورم موضعی ایجاد شود. التهاب بورس با تورم داخل مفصل تفاوت دارد، زیرا مایع بورس در یک کیسه خارج از فضای اصلی مفصل جمع میشود. محل تورم، نوع درد و معاینه پزشک به افتراق این وضعیتها کمک میکند. شناخت بورسهای اطراف زانو نشان میدهد که هر تورمی در اطراف زانو لزوماً به معنای تجمع مایع درون مفصل یا آسیب منیسک نیست.
رگها و عصبهای اطراف زانو
زانو برای زندهماندن بافتها و فعالیت عضلات به خونرسانی و عصبرسانی مناسب نیاز دارد. شریان اصلی ران پس از عبور از پشت زانو به شریان پوپلیتئال تبدیل میشود. این شریان در عمق پشت زانو قرار دارد و شاخههایی به اطراف مفصل میفرستد. سپس در پایینتر به شاخههایی تقسیم میشود که خون ساق و پا را تأمین میکنند. به دلیل نزدیکی شریان پوپلیتئال به استخوان و کپسول خلفی، در دررفتگی شدید زانو یا شکستگیهای خاص، احتمال آسیب عروقی وجود دارد و باید نبض پا و خونرسانی اندام بهسرعت بررسی شود.
عصبهای مهمی نیز از اطراف زانو عبور میکنند. عصب تیبیال از پشت زانو و عصب پرونئال مشترک از کنار خارجی و اطراف سر فیبولا میگذرد. شاخههای عصبی کوچکتر، حس پوست و کپسول مفصل را تأمین میکنند و اطلاعات مربوط به درد، فشار و موقعیت زانو را به مغز میفرستند. وجود گیرندههای حسی در رباطها، منیسکها و کپسول باعث میشود مغز حتی بدون نگاهکردن به پا، از موقعیت زانو آگاه باشد. این توانایی حس عمقی نام دارد و پس از آسیبهای رباطی ممکن است کاهش پیدا کند.
حرکت طبیعی زانو
حرکت اصلی زانو شامل خمشدن و صافشدن است. یک زانوی سالم معمولاً باید تقریباً بهطور کامل صاف شود و به اندازهای خم گردد که فرد بتواند بنشیند، از پله استفاده کند و بسیاری از فعالیتهای روزانه را انجام دهد. مقدار دقیق دامنه حرکت در افراد مختلف یکسان نیست و به سن، انعطافپذیری، حجم عضلات و شکل استخوانها بستگی دارد. هنگام خمشدن، علاوه بر حرکت لولایی، مقدار کمی چرخش نیز میان استخوان ران و ساق رخ میدهد. این چرخش برای حرکت طبیعی منیسکها و قرارگیری مناسب سطوح مفصلی ضروری است.
در آخرین درجات صافشدن زانو، یک چرخش طبیعی باعث قفلشدن نسبی مفصل میشود. این قفلشدن به فرد اجازه میدهد با فعالیت عضلانی کمتر بایستد. برای شروع خمشدن، عضله پاپلیتئوس به بازشدن این قفل کمک میکند. کشکک نیز همزمان در شیار استخوان ران حرکت میکند و منیسکها همراه با تغییر موقعیت استخوانها کمی جابهجا میشوند. بنابراین حرکت زانو حاصل عملکرد یک لولا نیست، بلکه ترکیبی دقیق از غلتیدن، سرخوردن، چرخیدن و هدایتشدن سطوح مفصلی است.

محور طبیعی پا و توزیع وزن
در یک اندام طبیعی، نیروی وزن بدن از لگن به زانو و سپس به مچ پا منتقل میشود. محور مکانیکی اندام از مرکز مفصل ران به مرکز مچ پا کشیده میشود و باید از نزدیکی مرکز زانو عبور کند. اگر این محور بیش از حد به سمت داخل زانو منتقل شود، فشار قسمت داخلی مفصل افزایش مییابد و پا ظاهر پرانتزی پیدا میکند. اگر محور به سمت خارج منتقل شود، فشار بخش خارجی بیشتر میشود و زانو حالت ضربدری پیدا میکند.
وجود مقدار کمی تفاوت در شکل پاها میتواند طبیعی باشد، اما انحراف شدید محور باعث توزیع نامتعادل فشار میشود. در چنین شرایطی، یک سمت غضروف و منیسک زودتر تحت فرسایش قرار میگیرد. هنگام بررسی سلامت زانو، فقط تصویر امآرآی کافی نیست و راستای کل اندام نیز اهمیت دارد. گاهی علت درد و ساییدگی یک قسمت زانو، تغییر محور استخوان ران یا ساق است. دکتر افشاریان، فوق تخصص جراحی زانو، تأکید میکند که ارزیابی زانو باید از لگن تا مچ پا انجام شود، زیرا عملکرد زانو تحت تأثیر راستای کل اندام قرار دارد.
تفاوت ساختار طبیعی زانو با زانوی بیمار
در زانوی طبیعی، غضروف مفصلی صاف است، فضای مفصل حفظ شده، منیسکها شکل و محل مناسبی دارند و رباطها از حرکات غیرطبیعی جلوگیری میکنند. عضلات نیز قدرت کافی دارند و کشکک در مسیر مناسب خود حرکت میکند. در چنین شرایطی، فرد معمولاً بدون درد راه میرود، زانو را بهخوبی خم و صاف میکند و احساس خالیکردن یا قفلشدن ندارد. البته وجود صداهای گاهبهگاه بدون درد، تورم یا محدودیت حرکتی لزوماً نشانه بیماری نیست.
در زانوی بیمار ممکن است یکی از این اجزا دچار اختلال شده باشد. پارگی منیسک میتواند درد خط مفصلی، تورم یا گیرکردن ایجاد کند. آسیب رباطها ممکن است باعث بیثباتی شود. تخریب غضروف مفصلی میتواند درد، خشکی و محدودیت حرکت به همراه داشته باشد. اختلال مسیر کشکک ممکن است باعث درد جلوی زانو شود و ضعف عضلات نیز میتواند فشار واردشده بر مفصل را افزایش دهد. تشخیص دقیق نیازمند شرح حال، معاینه و در صورت لزوم تصویربرداری است و نباید تنها براساس یک علامت یا یک جمله از گزارش امآرآی انجام شود.
شاید این مقاله را هم بپسندید: آرتروز زانو چیست؟ علائم و نشانه های آن
جمعبندی
زانو یک مجموعه پیچیده و هماهنگ است که از استخوان ران، استخوان ساق، کشکک، فیبولا، غضروف مفصلی، دو منیسک، چهار رباط اصلی، کپسول مفصلی، پرده سینوویال، تاندونها، عضلات، بورسها، عصبها و رگهای خونی تشکیل شده است. استخوانها چارچوب اصلی مفصل را میسازند، غضروفها اصطکاک را کاهش میدهند، منیسکها فشار را پخش میکنند، رباطها ثبات ایجاد میکنند و عضلات و تاندونها حرکت را به وجود میآورند. هیچیک از این ساختارها بهتنهایی قادر به تأمین عملکرد کامل زانو نیستند.
دکتر افشاریان، فوق تخصص جراحی زانو، یادآوری میکند که برای درک مشکلات زانو باید به تمام اجزای آن بهصورت یک مجموعه واحد نگاه کرد. ممکن است درد یک بیمار از غضروف، منیسک، رباط، تاندون، عضله یا حتی تغییر محور اندام منشأ گرفته باشد. شناخت ساختمان طبیعی زانو نخستین قدم برای فهم بیماریهای این مفصل است. هرچه فرد شناخت دقیقتری از اجزای زانوی خود داشته باشد، بهتر میتواند علائم مهم را تشخیص دهد، از رفتارهای آسیبزا دوری کند و در صورت بروز مشکل، برای دریافت ارزیابی و درمان مناسب اقدام نماید.