دردهای عضلانیـاسکلتی از شایعترین دلایل مراجعه بیماران به پزشکان هستند و طیف وسیعی از افراد، از جوانان فعال گرفته تا سالمندان، با آن درگیر میشوند. درد زانو، کمر درد و دردهای ناشی از التهاب مزمن نهتنها کیفیت زندگی بیماران را کاهش میدهند، بلکه باعث محدودیت حرکتی، اختلال خواب، خستگی روانی و حتی افسردگی میشوند. در سالهای اخیر، نگاه پزشکی صرفاً دارومحور به این دردها تغییر کرده و رویکردهای مکمل و غیرتهاجمی، از جمله موسیقیدرمانی، توجه بیشتری را به خود جلب کردهاند. موسیقی بهعنوان یک محرک شنیداری، توانایی اثرگذاری عمیق بر سیستم عصبی مرکزی دارد و میتواند ادراک درد را بهطور قابلتوجهی تغییر دهد، موضوعی که امروز دیگر تنها یک باور عمومی نیست، بلکه پشتوانه علمی نیز دارد.
از منظر فیزیولوژیک، درد یک پدیده صرفاً محیطی نیست و پردازش آن در مغز نقش تعیینکنندهای دارد. زمانی که فرد دچار کمر درد یا درد زانو میشود، پیامهای درد از طریق اعصاب محیطی به نخاع و سپس به مراکز بالاتر مغزی منتقل میشوند. در این مسیر، عوامل روانی مانند اضطراب، تمرکز ذهنی و انتظار بیمار میتوانند شدت درد را تشدید یا تضعیف کنند. موسیقی با درگیر کردن بخشهایی از مغز که مسئول احساس لذت، توجه و حافظه هستند، میتواند توجه بیمار را از منبع درد منحرف کرده و آستانه تحمل درد را افزایش دهد. به همین دلیل است که بسیاری از بیماران گزارش میکنند هنگام گوش دادن به موسیقی مورد علاقه خود، شدت التهاب مزمن یا دردهای مفصلی را کمتر احساس میکنند.
یکی از نظریههای مهم در توضیح اثر موسیقی بر درد، نظریه «کنترل دروازهای درد» است. بر اساس این نظریه، پیامهای درد در سطح نخاع میتوانند تحت تأثیر محرکهای حسی دیگر تعدیل شوند. موسیقی بهعنوان یک محرک شنیداری قوی، میتواند این «دروازه» را تا حدی ببندد و از عبور کامل پیامهای درد جلوگیری کند. در بیماران مبتلا به درد زانو ناشی از آرتروز یا افراد دچار کمر درد مزمن، این مکانیسم میتواند باعث کاهش احساس درد بدون نیاز به افزایش دوز داروهای مسکن شود. این نکته بهویژه در بیمارانی که بهدلیل عوارض جانبی داروها محدودیت مصرف دارند، اهمیت ویژهای پیدا میکند.
علاوه بر اثرات عصبی، موسیقی میتواند از طریق تأثیر بر سیستم هورمونی نیز به کاهش درد کمک کند. گوش دادن به موسیقی آرامشبخش باعث افزایش ترشح اندورفینها و کاهش هورمونهای استرس مانند کورتیزول میشود. اندورفینها بهعنوان مسکنهای طبیعی بدن شناخته میشوند و نقش مهمی در کنترل التهاب مزمن و دردهای عضلانیـاسکلتی دارند. کاهش سطح استرس بهطور غیرمستقیم باعث کاهش تنش عضلانی میشود و این موضوع در افرادی که از کمر درد ناشی از اسپاسم عضلات رنج میبرند، بسیار قابلتوجه است. به همین دلیل، موسیقیدرمانی نهتنها یک روش تسکینی، بلکه یک ابزار کمکی برای بهبود عملکرد حرکتی نیز محسوب میشود.
نکته مهم دیگر این است که موسیقی میتواند تجربه ذهنی بیمار از بیماری را تغییر دهد. بسیاری از بیماران مبتلا به درد زانو یا التهاب مزمن، درد را بهعنوان بخشی جدانشدنی از زندگی خود پذیرفتهاند و این پذیرش منفی، خود باعث تشدید علائم میشود. موسیقی با ایجاد حس کنترل و آرامش، به بیمار کمک میکند ارتباط سالمتری با بدن خود برقرار کند. این تغییر نگرش، اگرچه ظریف به نظر میرسد، اما در بلندمدت میتواند بر شدت و تداوم کمر درد و سایر دردهای اسکلتی تأثیر مثبت بگذارد.
در مجموع، بخش اول این مقاله نشان میدهد که موسیقی تنها یک عامل سرگرمکننده نیست، بلکه ابزاری قدرتمند در کنار درمانهای پزشکی محسوب میشود. تأثیر موسیقی بر سیستم عصبی، هورمونی و روانی، آن را به گزینهای قابلتوجه در مدیریت درد زانو، کمر درد و التهاب مزمن تبدیل کرده است. در بخشهای بعدی، به شواهد علمی دقیقتر، انواع موسیقی مؤثر، و کاربرد عملی موسیقیدرمانی در بیماران عضلانیـاسکلتی خواهیم پرداخت.
شواهد علمی و نقش موسیقی در کاهش دردهای عضلانیـاسکلتی
در سالهای اخیر، پژوهشهای متعددی تلاش کردهاند اثر موسیقی را بر دردهای عضلانیـاسکلتی بهصورت علمی و قابلاندازهگیری بررسی کنند. نتایج این مطالعات نشان میدهد که موسیقیدرمانی میتواند بهعنوان یک مداخله مکمل، شدت درد زانو، کمر درد و علائم مرتبط با التهاب مزمن را بهطور معنیداری کاهش دهد. در بسیاری از این تحقیقات، موسیقی نهتنها باعث کاهش نمره درد در مقیاسهای استاندارد شده، بلکه مصرف داروهای مسکن را نیز کم کرده است. این یافته اهمیت ویژهای دارد، زیرا مصرف طولانیمدت مسکنها، بهخصوص داروهای ضدالتهاب غیراستروئیدی، میتواند با عوارض گوارشی، کلیوی و قلبی همراه باشد.
مطالعات تصویربرداری مغزی نشان دادهاند که گوش دادن به موسیقی باعث فعال شدن نواحی خاصی از مغز میشود که در پردازش درد نقش دارند. قشر پیشپیشانی، سیستم لیمبیک و هسته آکومبنس از جمله این نواحی هستند که در پاسخ به موسیقی فعال میشوند و احساس لذت و آرامش ایجاد میکنند. این فعالسازی میتواند سیگنالهای درد را که از نواحی دچار التهاب مزمن یا آسیبهای اسکلتی میآیند، تعدیل کند. در بیماران مبتلا به کمر درد مزمن، کاهش فعالیت نواحی مرتبط با اضطراب و ترس از حرکت (kinesiophobia) نیز مشاهده شده است، موضوعی که میتواند نقش مهمی در بهبود عملکرد حرکتی داشته باشد.
از نظر بالینی، تحقیقات روی بیماران مبتلا به آرتروز زانو نشان دادهاند که موسیقیدرمانی منظم میتواند شدت درد زانو را کاهش داده و توانایی انجام فعالیتهای روزمره را افزایش دهد. در این بیماران، موسیقی اغلب بهعنوان بخشی از برنامه توانبخشی، همراه با فیزیوتراپی و تمرینات کششی استفاده شده است. نتایج نشان میدهد افرادی که در طول تمرینات خود به موسیقی گوش میدهند، همکاری بهتری دارند، خستگی کمتری احساس میکنند و تحمل آنها نسبت به درد افزایش مییابد. این موضوع در بیماران مسن که آرتروز و التهاب مزمن دارند، اهمیت دوچندان پیدا میکند.
در مورد کمر درد، بهویژه نوع مزمن آن، موسیقی میتواند نقش روانی بسیار مهمی ایفا کند. بسیاری از بیماران دچار کمر درد طولانیمدت، وارد یک چرخه معیوب درد، اضطراب و کاهش تحرک میشوند. موسیقی با کاهش اضطراب و بهبود خلقوخو، میتواند این چرخه را تا حدی بشکند. مطالعات نشان دادهاند بیمارانی که روزانه زمانی مشخص را به گوش دادن هدفمند به موسیقی آرامشبخش اختصاص میدهند، کاهش قابلتوجهی در شدت درد و بهبود کیفیت خواب را گزارش میکنند. خواب بهتر خود عاملی کلیدی در کاهش التهاب مزمن و ترمیم بافتهای عضلانی محسوب میشود.
نوع موسیقی نیز در اثربخشی آن نقش دارد، اما برخلاف تصور عمومی، همیشه موسیقی کلاسیک تنها گزینه نیست. برخی مطالعات نشان دادهاند که موسیقی مورد علاقه خود فرد، حتی اگر سبک آن پاپ یا سنتی باشد، تأثیر بیشتری نسبت به موسیقی تحمیلی دارد. این مسئله نشان میدهد ارتباط عاطفی فرد با موسیقی میتواند اثر آن را بر درد زانو و کمر درد تقویت کند. البته در مواردی که هدف کاهش تنش عضلانی و آرامسازی سیستم عصبی است، موسیقی با ریتم آهسته و ملودی ملایم، نتایج بهتری نشان داده است. بنابراین، شخصیسازی موسیقیدرمانی یکی از اصول مهم در کاربرد بالینی آن محسوب میشود.
نکته مهم دیگر، نقش موسیقی در کاهش نشانگرهای التهابی است. برخی مطالعات آزمایشگاهی گزارش کردهاند که گوش دادن منظم به موسیقی میتواند با کاهش سطح برخی سایتوکاینهای التهابی همراه باشد. اگرچه این یافتهها هنوز نیازمند بررسیهای گستردهتر هستند، اما این احتمال را مطرح میکنند که موسیقی بتواند بهطور غیرمستقیم بر فرآیندهای مرتبط با التهاب مزمن اثر بگذارد. چنین تأثیری، بهویژه در بیمارانی که بهدلیل آرتروز یا بیماریهای دژنراتیو از درد زانو و کمر درد رنج میبرند، میتواند ارزشمند باشد.
در مجموع، شواهد علمی موجود نشان میدهد که موسیقیدرمانی یک روش ساده، کمهزینه و ایمن است که میتواند بهعنوان مکمل درمانهای استاندارد در دردهای عضلانیـاسکلتی به کار رود. این روش نه جایگزین درمان پزشکی، بلکه تقویتکننده آن است و میتواند به بهبود تجربه بیمار از درمان کمک کند.
کاربرد عملی موسیقیدرمانی، توصیههای بالینی و جمعبندی نهایی
در عمل بالینی، موسیقیدرمانی زمانی بیشترین اثربخشی را دارد که بهصورت هدفمند و منظم استفاده شود، نه بهعنوان یک اقدام اتفاقی یا صرفاً تفننی. برای بیماران مبتلا به درد زانو، بهویژه در زمینه آرتروز یا دردهای پس از جراحی، توصیه میشود موسیقی در زمان انجام تمرینات توانبخشی، پیادهروی یا حتی استراحت عصرگاهی استفاده شود. این کار باعث میشود توجه بیمار از درد مفصل منحرف شده و انجام حرکات اصلاحی با همکاری و انگیزه بیشتری صورت گیرد. در بسیاری از بیماران، همین عامل ساده موجب افزایش تداوم تمرینات و در نتیجه بهبود عملکرد مفصل زانو میشود. تجربه بالینی نشان داده است که بیمارانی که موسیقی را به بخشی از روتین درمانی خود تبدیل میکنند، کنترل بهتری بر درد زانو دارند و کمتر دچار ناامیدی از روند درمان میشوند.
در مورد کمر درد، بهخصوص نوع مزمن و غیر اختصاصی آن، موسیقی میتواند نقش مهمی در آرامسازی عضلات و کاهش ترس از حرکت ایفا کند. توصیه میشود بیماران روزانه حداقل ۲۰ تا ۳۰ دقیقه در محیطی آرام به موسیقی گوش دهند، ترجیحاً در حالتی که بدن در وضعیت راحت و بدون فشار قرار دارد. این کار میتواند قبل از خواب نیز انجام شود تا کیفیت خواب بهبود یابد، زیرا خواب ناکافی یکی از عوامل تشدیدکننده التهاب مزمن و دردهای اسکلتی است. استفاده همزمان از تکنیکهای تنفس عمیق همراه با موسیقی آرام، اثرات ضد درد را تقویت میکند و به کاهش اسپاسم عضلانی در ناحیه کمر کمک مینماید.
از منظر پزشک، مهم است که موسیقیدرمانی بهعنوان بخشی از یک برنامه جامع درمانی معرفی شود، نه جایگزین درمانهای استاندارد. در بیماران مبتلا به التهاب مزمن، مانند آرتروز یا برخی بیماریهای التهابی مفاصل، درمان دارویی، اصلاح سبک زندگی، کاهش وزن و تمرینات ورزشی همچنان پایههای اصلی درمان هستند. موسیقی در این میان، نقش تسهیلکننده دارد و میتواند تحمل بیمار نسبت به درد را افزایش داده و مصرف مسکنها را کاهش دهد. این کاهش مصرف دارو، بهویژه در بیماران مسن، از نظر ایمنی و پیشگیری از عوارض جانبی اهمیت بالایی دارد.
نکته کلیدی دیگر، آموزش صحیح به بیمار است. بیمار باید بداند که موسیقیدرمانی نیازمند تداوم است و اثر آن معمولاً تدریجی ظاهر میشود. انتخاب موسیقی نیز باید با توجه به سلیقه فردی انجام شود، زیرا ارتباط عاطفی با موسیقی نقش مهمی در اثربخشی آن دارد. برخی بیماران با موسیقی سنتی ایرانی احساس آرامش بیشتری پیدا میکنند، در حالی که برای برخی دیگر موسیقی کلاسیک یا حتی قطعات بیکلام مدرن مؤثرتر است. آنچه اهمیت دارد، ایجاد حس آرامش، کاهش تنش روانی و کمک به کنترل درد زانو و کمر درد در بستر التهاب مزمن است.
در متون علمی ارتوپدی و درد، به نقش عوامل غیر دارویی در کنترل درد توجه ویژهای شده است.
«Pain is not only a sensory experience, but also an emotional one, and addressing both components is essential for effective management.»
این دیدگاه که توسط Professor Daniel J. Levitin، استاد عصبشناسی و موسیقی در دانشگاه McGill کانادا، مطرح شده است، بهخوبی نشان میدهد چرا موسیقی میتواند در کنار درمانهای پزشکی، نقش مؤثری در کاهش دردهای عضلانیـاسکلتی ایفا کند (Levitin, This Is Your Brain on Music, page 221). این نگاه علمی تأکید میکند که درمان موفق کمر درد، درد زانو و شرایط مرتبط با التهاب مزمن نیازمند توجه همزمان به جسم و ذهن بیمار است.
در جمعبندی نهایی، میتوان گفت موسیقیدرمانی یک روش ساده، ایمن و در دسترس است که میتواند کیفیت زندگی بیماران مبتلا به دردهای عضلانیـاسکلتی را بهطور معنیداری بهبود بخشد. این روش با تأثیر بر سیستم عصبی، کاهش استرس، تعدیل پاسخهای التهابی و بهبود خلقوخو، به کنترل بهتر درد زانو، کمر درد و علائم ناشی از التهاب مزمن کمک میکند. استفاده آگاهانه و علمی از موسیقی، نهتنها بار درد را کاهش میدهد، بلکه احساس مشارکت فعال بیمار در روند درمان را نیز تقویت میکند؛ موضوعی که در پزشکی مدرن اهمیت روزافزونی یافته است.
منابع
- Levitin DJ. This Is Your Brain on Music. New York: Dutton; 2006. p. 221–225.
- Mitchell LA, et al. Effects of music therapy on chronic pain. Pain Management. 2016;6(2):141–152.
- Garza-Villarreal EA, et al. Music-induced analgesia in chronic pain. Frontiers in Psychology. 2017;8:179.
- Finan PH, et al. Sleep, pain, and inflammation. Nature Reviews Rheumatology. 2013;9(7):431–442.
- Siedliecki SL, Good M. Effect of music on pain. Journal of Advanced Nursing. 2006;54(5):553–562.
- Cepeda MS, et al. Music for pain relief. Cochrane Database of Systematic Reviews. 2006;(2):CD004843.
- Bialosky JE, et al. Pain modulation mechanisms. Journal of Orthopaedic & Sports Physical Therapy. 2009;39(5):364–374.
- Bushnell MC, et al. Cognitive and emotional control of pain. Nature Reviews Neuroscience. 2013;14(7):502–511.
- Hunter DJ, Bierma-Zeinstra S. Osteoarthritis. The Lancet. 2019;393(10182):1745–1759.
- Woolf CJ. Central sensitization. Pain. 2011;152(3):S2–S15.
- McCaffery M, Pasero C. Pain: Clinical Manual. 2nd ed. St. Louis: Mosby; 1999. p. 45–60.
- Gatchel RJ, et al. Biopsychosocial approach to chronic pain. Psychological Bulletin. 2007;133(4):581–624.
- Chou R, et al. Nonpharmacologic therapies for low back pain. Annals of Internal Medicine. 2017;166(7):493–505.
- Benedetti F. Placebo Effects. Oxford University Press; 2008. p. 137–150.
- Melzack R, Wall PD. Pain mechanisms. Science. 1965;150(3699):971–979.