در درمان بیماریهای اسکلتیعضلانی مانند زانو درد، کمر درد، آرتروز و التهاب مفاصل، داروهای ارتوپدی نقش بسیار مهمی در کاهش درد و بهبود کیفیت زندگی بیماران دارند. از سوی دیگر، بسیاری از همین بیماران بهویژه در سنین میانسالی و سالمندی، همزمان دچار بیماریهای قلبیعروقی مانند فشار خون بالا، بیماری عروق کرونر، آریتمی یا سابقه سکته قلبی هستند و داروهای قلبی مصرف میکنند. تلاقی این دو گروه دارویی، اگر بدون آگاهی و دقت انجام شود، میتواند به عوارض جدی و گاهی تهدیدکننده حیات منجر شود؛ موضوعی که در سالهای اخیر توجه متخصصان ارتوپدی و قلب را بیش از پیش به خود جلب کرده است.
یکی از مهمترین گروههای دارویی در ارتوپدی، داروهای ضدالتهابی غیر استروئیدی یا همان داروهای ضد التهاب غیر استروئیدی ها هستند. این داروها با مهار آنزیمهای سیکلواکسیژناز (COX) باعث کاهش تولید پروستاگلاندینها میشوند؛ موادی که نقش کلیدی در ایجاد درد و التهاب دارند. اما همین پروستاگلاندینها در بدن وظایف محافظتی مهمی نیز بر عهده دارند، از جمله حفظ جریان خون کلیه، حمایت از مخاط معده و تنظیم تعادل عروق خونی. زمانی که این داروها همزمان با داروهای قلبی مصرف میشوند، تداخلها دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود و میتواند پیامدهای ناخواستهای به همراه داشته باشد.
بهعنوان مثال، در بیماری که برای پیشگیری از سکته قلبی آسپیرین یا برای درمان مشکلات قلبی وارفارین یا داروهای جدیدتر ضدانعقاد مصرف میکند، اضافه شدن یک داروهای ضد التهاب غیر استروئیدی ساده برای زانو درد میتواند خطر خونریزی را بهطور قابل توجهی افزایش دهد. دلیل این موضوع آن است که داروهای ضد التهاب غیر استروئیدی ها هم مخاط معده را آسیبپذیر میکنند و هم در عملکرد طبیعی پلاکتها اختلال ایجاد مینمایند. وقتی این اثرات در کنار داروهای رقیقکننده خون قرار میگیرند، احتمال خونریزی گوارشی یا حتی خونریزیهای داخلی جدی چند برابر میشود؛ خطری که بسیاری از بیماران از آن بیاطلاع هستند.
از سوی دیگر، بیماران قلبی معمولاً داروهایی مانند مهارکنندههای ACE، داروهای گروه ARB یا داروهای ادرارآور (دیورتیکها) مصرف میکنند. داروهای ضد التهاب غیر استروئیدی ها با کاهش پروستاگلاندینهای کلیوی باعث کاهش جریان خون به کلیه میشوند و وقتی این اثر با داروهای قلبی ذکرشده ترکیب شود، ممکن است به افت عملکرد کلیه و افزایش کراتینین منجر گردد. این وضعیت که در پزشکی بهعنوان «ضربه سهگانه کلیوی» شناخته میشود، یکی از مهمترین دلایل بستری بیماران سالمند پس از مصرف خودسرانه مسکنهای ارتوپدی است.
دکتر افشاریان، جراح و متخصص ارتوپدی، در برخورد با بیماران مبتلا به دردهای مفصلی همواره بر این نکته تأکید میکند که انتخاب داروی مسکن صرفاً بر اساس شدت درد کافی نیست، بلکه سابقه قلبی و داروهای مصرفی بیمار باید بهدقت بررسی شود. به گفته ایشان، بسیاری از عوارضی که به اشتباه به «ضعف بدن» یا «بالا رفتن سن» نسبت داده میشود، در واقع نتیجه تداخل دارویی قابل پیشگیری است.
درک این واقعیت که داروهای ارتوپدی فقط روی مفصل یا عضله اثر نمیگذارند و میتوانند سیستم قلبیعروقی، کلیه و دستگاه گوارش را نیز تحت تأثیر قرار دهند، اولین و مهمترین قدم در مصرف ایمن داروهاست. در بخشهای بعدی مقاله، بهصورت دقیقتر و دارو به دارو بررسی میکنیم که کدام داروهای ارتوپدی با کدام داروهای قلبی تداخل دارند، این تداخلها از چه مکانیسمی ایجاد میشوند و چگونه میتوان با انتخاب آگاهانه، خطرات آنها را به حداقل رساند.
بخش دوم: داروهای ضدالتهابی غیر استروئیدی (داروهای ضد التهاب غیر استروئیدی ها)؛ شایعترین و پرخطرترین تداخل با داروهای قلبی
داروهای ضدالتهابی غیر استروئیدی یا داروهای ضد التهاب غیر استروئیدی ها بدون تردید پرمصرفترین داروها در درمان دردهای ارتوپدی هستند. زانو درد، کمر درد، درد شانه، آرتروز و بسیاری از التهابهای اسکلتیعضلانی معمولاً با همین گروه دارویی کنترل میشوند. در نگاه اول، این داروها ساده و حتی «بیخطر» به نظر میرسند، اما واقعیت آن است که داروهای ضد التهاب غیر استروئیدی ها بیشترین و مهمترین تداخل را با داروهای قلبی ایجاد میکنند و سهم قابل توجهی در بروز عوارض جدی دارند.
داروهای ضد التهاب غیر استروئیدی ها شامل داروهایی مانند ایبوپروفن، دیکلوفناک، ناپروکسن، ایندومتاسین، کتورولاک و داروهای نسبتاً انتخابیتر مانند سلکوکسیب هستند. مکانیسم اصلی اثر این داروها مهار آنزیمهای COX-1 و COX-2 است که منجر به کاهش تولید پروستاگلاندینها میشود. هرچند این مکانیسم باعث کاهش درد و التهاب میگردد، اما باید توجه داشت که پروستاگلاندینها نقشهای حیاتی در بدن دارند؛ از جمله محافظت از مخاط معده، حفظ عملکرد پلاکتها و تنظیم جریان خون کلیه و عروق.
یکی از مهمترین تداخلهای داروهای ضد التهاب غیر استروئیدی ها، تداخل با داروهای رقیقکننده خون و ضدپلاکتهاست. بسیاری از بیماران قلبی برای پیشگیری از سکته قلبی یا مغزی، آسپیرین با دوز پایین مصرف میکنند یا تحت درمان با داروهایی مانند وارفارین، آپیکسابان، ریواروکسابان یا دابیگاتران هستند. داروهای ضد التهاب غیر استروئیدی ها با آسیب به مخاط معده و تضعیف سیستم دفاعی آن، زمینه خونریزی گوارشی را فراهم میکنند. وقتی این اثر با داروهای ضدانعقاد ترکیب میشود، احتمال خونریزی نهتنها افزایش مییابد، بلکه شدت آن نیز بیشتر خواهد بود. به همین دلیل است که در بیماران قلبی، مصرف همزمان یک مسکن بهظاهر ساده میتواند به بستری شدن یا حتی عوارض مرگبار منجر شود.
نکته مهمتر آن است که برخی داروهای ضد التهاب غیر استروئیدی ها، بهویژه ایبوپروفن، میتوانند اثر محافظتی آسپیرین قلب را کاهش دهند. آسپیرین با مهار غیرقابل برگشت پلاکتها، نقش مهمی در پیشگیری از لخته شدن خون دارد. اما اگر ایبوپروفن در زمان نامناسب و نزدیک به مصرف آسپیرین استفاده شود، جایگاه آنزیمی آسپیرین را اشغال کرده و مانع از اثر کامل آن میشود. در چنین شرایطی، بیمار تصور میکند تحت پوشش داروی محافظ قلب است، در حالی که این حفاظت بهطور پنهان تضعیف شده است.
تداخل مهم دیگر داروهای ضد التهاب غیر استروئیدی ها با داروهای فشار خون و داروهای نارسایی قلبی رخ میدهد. بیماران قلبی معمولاً از داروهایی مانند انالاپریل، لیزینوپریل، لوزارتان یا والسارتان به همراه دیورتیکهایی مانند فوروزماید یا هیدروکلروتیازید استفاده میکنند. داروهای ضد التهاب غیر استروئیدی ها با کاهش پروستاگلاندینهای کلیوی باعث تنگ شدن عروق ورودی کلیه میشوند و جریان خون کلیه را کاهش میدهند. وقتی این اثر در کنار داروهای قلبی که بر عروق کلیوی و حجم خون اثر میگذارند قرار میگیرد، عملکرد کلیه به خطر میافتد. این وضعیت میتواند باعث افزایش کراتینین، احتباس مایعات، تشدید نارسایی قلبی و حتی نارسایی حاد کلیه شود؛ عارضهای که در سالمندان بسیار شایعتر و خطرناکتر است.
نکته قابل توجه دیگر این است که خود داروهای ضد التهاب غیر استروئیدی ها، حتی بدون در نظر گرفتن تداخل دارویی، میتوانند خطر بروز حوادث قلبیعروقی را افزایش دهند. مطالعات متعدد نشان دادهاند که مصرف این داروها، بهویژه با دوز بالا یا مصرف طولانیمدت، میتواند احتمال سکته قلبی و مغزی را افزایش دهد. این خطر در بیماران با سابقه بیماری قلبی، دیابت، فشار خون بالا یا مصرف همزمان داروهای قلبی، بهمراتب بیشتر است.
دکتر عبدالرضا افشاریان، جراح و متخصص ارتوپدی، در برخورد با بیماران مبتلا به دردهای مفصلی و سابقه بیماری قلبی تأکید میکند که داروهای ضد التهاب غیر استروئیدی ها نباید بهعنوان اولین و سادهترین انتخاب درمانی در نظر گرفته شوند. از دیدگاه ایشان، بررسی دقیق پرونده دارویی بیمار، انتخاب کوتاهمدتترین دوز مؤثر و در صورت لزوم استفاده از جایگزینهای کمخطرتر، نقش مهمی در پیشگیری از عوارض ناخواسته دارد.
در مجموع، داروهای ضد التهاب غیر استروئیدی ها اگرچه ستون اصلی درمان بسیاری از دردهای ارتوپدی هستند، اما در بیماران قلبی به شمشیری دو لبه تبدیل میشوند. آگاهی از مکانیسم تداخل، شناخت داروهای پرخطر و پرهیز از مصرف خودسرانه، میتواند از بسیاری از عوارض جدی جلوگیری کند. در بخش بعدی مقاله، به سراغ سایر داروهای پرکاربرد ارتوپدی مانند کورتونها، شلکنندههای عضلانی و داروهای ضدنقرس میرویم و تداخل آنها با داروهای قلبی را بهصورت دقیق بررسی خواهیم کرد.
بخش سوم: کورتونها و شلکنندههای عضلانی؛ تداخلهای پنهان اما بالینی مهم
در کنار داروهای ضد التهاب غیر استروئیدی ها، گروه دیگری از داروهای پرکاربرد در ارتوپدی شامل کورتونها و شلکنندههای عضلانی است. این داروها بهویژه در درمان التهابهای شدید، دردهای حاد ستون فقرات، اسپاسمهای عضلانی و برخی بیماریهای التهابی مفاصل نقش مهمی دارند. با این حال، تداخل آنها با داروهای قلبی اغلب کمتر شناخته شده و به همین دلیل، خطر بروز عوارض در مصرف همزمان آنها نادیده گرفته میشود.
کورتونها و تداخل با داروهای قلبی
کورتونهایی مانند پردنیزولون، پردنیزون، متیلپردنیزولون و دگزامتازون در ارتوپدی برای کاهش التهاب شدید، دردهای مقاوم، فشار روی ریشههای عصبی و حتی پس از برخی جراحیها استفاده میشوند. این داروها اگرچه در کوتاهمدت بسیار مؤثر هستند، اما اثرات سیستمیک قابل توجهی دارند که در بیماران قلبی اهمیت دوچندان پیدا میکند.
یکی از مهمترین تداخلهای کورتونها، تداخل با وارفارین است. کورتونها میتوانند متابولیسم وارفارین را تغییر دهند و پاسخ بدن به این دارو را غیرقابل پیشبینی کنند. در بسیاری از بیماران، شروع کورتون باعث افزایش INR میشود که به معنی رقیقتر شدن خون و افزایش خطر خونریزی است. نکته مهم اینجاست که این تغییر ممکن است طی چند روز اول مصرف رخ دهد و اگر پایش INR انجام نشود، بیمار بدون علامت هشداردهنده وارد محدوده خطرناک شود. به همین دلیل، مصرف همزمان کورتون و وارفارین همواره نیازمند کنترل دقیق آزمایشگاهی است.
علاوه بر تداخل مستقیم دارویی، کورتونها از نظر فیزیولوژیک نیز میتوانند وضعیت قلبی بیمار را تحت تأثیر قرار دهند. این داروها باعث احتباس سدیم و آب در بدن میشوند که نتیجه آن افزایش حجم خون، بالا رفتن فشار خون و تشدید ادم است. در بیمارانی که سابقه نارسایی قلبی دارند، همین احتباس مایع میتواند تعادل شکننده قلب را بر هم بزند و علائمی مانند تنگی نفس یا تشدید نارسایی قلبی ایجاد کند. از این منظر، حتی اگر تداخل آزمایشگاهی مشخصی وجود نداشته باشد، اثرات غیرمستقیم کورتونها بر سیستم قلبیعروقی نباید نادیده گرفته شود.
دکتر افشاریان، جراح و متخصص ارتوپدی، در برخورد با بیماران دارای سابقه بیماری قلبی همواره تأکید میکند که کورتون باید با کمترین دوز مؤثر و کوتاهترین مدت ممکن تجویز شود و همزمان وضعیت فشار خون، وزن بدن و علائم احتباس مایع بهدقت تحت نظر قرار گیرد. به گفته ایشان، بسیاری از عوارض قلبی ناشی از کورتونها قابل پیشگیری هستند، اگر انتخاب دارو آگاهانه و مبتنی بر شرایط زمینهای بیمار باشد.
شلکنندههای عضلانی و داروهای قلبی
شلکنندههای عضلانی مانند تیزانیدین، باکلوفن و در مواردی متوکاربامول، در درمان اسپاسمهای عضلانی ناشی از کمردرد، دیسک، تنگی کانال نخاعی و دردهای گردنی کاربرد فراوان دارند. این داروها عمدتاً با اثر بر سیستم عصبی مرکزی باعث کاهش تون عضلانی میشوند، اما همین مکانیسم میتواند منشأ تداخل با داروهای قلبی باشد.
تیزانیدین یکی از شایعترین شلکنندههای عضلانی مورد استفاده در ارتوپدی است. این دارو با تحریک گیرندههای آلفا-۲ در سیستم عصبی مرکزی عمل میکند و علاوه بر کاهش اسپاسم عضلانی، میتواند فشار خون را نیز پایین بیاورد. زمانی که تیزانیدین همزمان با داروهای قلبی کاهنده فشار خون مانند بتابلوکرها، مهارکنندههای ACE یا داروهای ضدآریتمی مصرف شود، اثر کاهنده فشار خون تشدید میگردد. نتیجه این تداخل ممکن است بهصورت سرگیجه، ضعف، افت فشار وضعیتی یا حتی سنکوپ بروز کند؛ علائمی که بهویژه در سالمندان خطر سقوط و آسیبهای ثانویه را افزایش میدهد.
از سوی دیگر، برخی داروهای قلبی میتوانند متابولیسم تیزانیدین را در کبد کاهش دهند و باعث افزایش غلظت آن در خون شوند. در این حالت، بیمار حتی با دوزهای معمولی دچار خوابآلودگی شدید، افت فشار قابل توجه یا کندی ضربان قلب میشود. این مسئله نشان میدهد که تداخل دارویی همیشه بهصورت مستقیم و آشکار نیست و گاهی از طریق مسیرهای متابولیک بدن اتفاق میافتد.
در مجموع، کورتونها و شلکنندههای عضلانی اگرچه ابزارهای مؤثری در کنترل درد و التهابهای ارتوپدی هستند، اما در بیماران قلبی باید با احتیاط ویژه تجویز شوند. شناخت دقیق مکانیسم تداخل، پایش بالینی مناسب و پرهیز از مصرف خودسرانه، نقش کلیدی در جلوگیری از عوارض ناخواسته دارد.
بخش چهارم: داروهای ضدنقرس و داروهای دردهای عصبی؛ تداخلهایی که اغلب نادیده گرفته میشوند
در درمان برخی دردهای ارتوپدی، بهویژه دردهای مفصلی التهابی، نقرس، شبهنقرس و همچنین دردهای عصبی ناشی از دیسک یا تنگی کانال نخاعی، از داروهایی استفاده میشود که در ظاهر ارتباط مستقیمی با قلب ندارند. با این حال، این داروها میتوانند از طریق مکانیسمهای عضلانی، متابولیک یا عصبی با داروهای قلبی تداخل ایجاد کنند و در صورت عدم توجه، بیمار را در معرض عوارض جدی قرار دهند.
کلشیسین و تداخل با داروهای قلبی
کلشیسین یکی از داروهای کلاسیک در درمان نقرس حاد و برخی التهابهای مفصلی است و در ارتوپدی نیز گاهی برای کنترل درد و التهاب مفاصل مورد استفاده قرار میگیرد. این دارو با مهار حرکت گلبولهای سفید و کاهش پاسخ التهابی عمل میکند، اما دامنه اثر آن محدود به مفصل نیست و میتواند عضلات و اعصاب را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
مهمترین تداخل کلشیسین با داروهای کاهنده چربی خون از گروه استاتینها است؛ داروهایی که بسیاری از بیماران قلبی بهطور روزانه مصرف میکنند. استاتینها مانند آتورواستاتین، سیمواستاتین و روزوواستاتین خود بهتنهایی میتوانند باعث ضعف یا درد عضلانی شوند. زمانی که کلشیسین به این داروها اضافه میشود، اثر سمی هر دو دارو بر عضله جمع میشود و خطر بروز میوپاتی و حتی رابدومیولیز افزایش مییابد. این خطر در سالمندان، بیماران با نارسایی کلیه یا افرادی که دوزهای بالاتر دریافت میکنند، بهمراتب بیشتر است.
از سوی دیگر، کلشیسین از مسیرهای متابولیک مشترکی با برخی داروهای قلبی عبور میکند. مهار این مسیرها میتواند باعث افزایش سطح کلشیسین در خون شود و مسمومیت دارویی ایجاد کند. علائمی مانند ضعف شدید عضلانی، درد منتشر، تهوع، اسهال یا حتی اختلالات عصبی میتواند نشانههای هشداردهنده این تداخل باشد؛ علائمی که اگر بهدرستی تفسیر نشوند، ممکن است به اشتباه به بیماری زمینهای نسبت داده شوند.
داروهای دردهای عصبی و ارتباط آنها با داروهای قلبی
در دردهای نوروپاتیک مانند سیاتیک، دردهای ناشی از دیسک بینمهرهای یا تنگی کانال نخاعی، داروهایی مانند گاباپنتین و پرگابالین نقش مهمی در کاهش درد دارند. این داروها با کاهش انتقال پیامهای درد در سیستم عصبی مرکزی عمل میکنند و در بسیاری از بیماران باعث بهبود قابل توجه علائم میشوند. با این حال، اثر آنها محدود به مسیر درد نیست و میتواند با داروهای قلبی و مسکنهای قوی تداخل ایجاد کند.
یکی از مهمترین تداخلهای این داروها، مصرف همزمان با مسکنهای قوی مانند ترامادول یا سایر اپیوئیدهاست؛ داروهایی که در برخی بیماران ارتوپدی و قلبی بهطور همزمان تجویز میشوند. هر دو گروه دارویی باعث تضعیف سیستم عصبی مرکزی میشوند و وقتی با هم مصرف شوند، خطر خوابآلودگی شدید، کاهش سطح هوشیاری و حتی کاهش تنفس افزایش مییابد. این مسئله بهویژه در سالمندان و بیماران قلبی که ذخیره تنفسی کمتری دارند، میتواند بسیار خطرناک باشد.
از سوی دیگر، گاباپنتین و پرگابالین میتوانند باعث سرگیجه، عدم تعادل و افت فشار وضعیتی شوند. اگر این اثرات در کنار داروهای قلبی کاهنده فشار خون یا داروهای ضدآریتمی قرار گیرد، احتمال زمین خوردن، آسیبهای ثانویه و حتی تشدید مشکلات قلبی افزایش مییابد. در عمل، بسیاری از بیماران این علائم را به ضعف عمومی یا بالا رفتن سن نسبت میدهند، در حالی که منشأ آن یک تداخل دارویی قابل پیشگیری است.
در مجموع، داروهای ضدنقرس و داروهای دردهای عصبی اگرچه نقش مهمی در کنترل دردهای خاص ارتوپدی دارند، اما در بیماران قلبی باید با دقت بیشتری تجویز شوند. شناخت این تداخلها به پزشک و بیمار کمک میکند تا با تنظیم دوز، انتخاب داروی مناسبتر یا پایش دقیقتر، از بروز عوارض جدی جلوگیری شود.
بخش پنجم: جمعبندی بالینی و توصیههای عملی برای مصرف ایمن داروها
با مرور داروهای پرکاربرد ارتوپدی و تداخلهای آنها با داروهای قلبی، بهوضوح مشخص میشود که بسیاری از عوارض جدی نه بهدلیل «قوی بودن دارو»، بلکه بهدلیل عدم توجه به شرایط زمینهای بیمار و مصرف همزمان داروها رخ میدهد. واقعیت این است که بخش قابل توجهی از بیماران مبتلا به دردهای اسکلتیعضلانی، بهویژه زانو درد و کمر درد، در گروه سنیای قرار دارند که بیماریهای قلبیعروقی نیز در آن شایع است. همین همپوشانی سنی، ضرورت نگاه دقیقتر و محتاطانهتر به تجویز داروهای ارتوپدی را دوچندان میکند.
یکی از مهمترین پیامهای بالینی این مقاله آن است که هیچ داروی ارتوپدی «خنثی» یا کاملاً بیخطر وجود ندارد. داروهای ضد التهاب غیر استروئیدی ها میتوانند خطر خونریزی، نارسایی کلیه و حوادث قلبی را افزایش دهند؛ کورتونها قادرند تعادل فشار خون و حجم مایعات بدن را بر هم بزنند؛ شلکنندههای عضلانی ممکن است باعث افت فشار و سنکوپ شوند؛ و داروهایی مانند کلشیسین یا گاباپنتین میتوانند از طریق اثرات عضلانی یا عصبی، با داروهای قلبی تداخلهای بالینی مهم ایجاد کنند. این موارد نشان میدهد که تصمیمگیری دارویی باید فراتر از کاهش سریع درد باشد و با دیدی جامعتر انجام شود.
از منظر عملی، اولین و سادهترین توصیه آن است که مصرف خودسرانه مسکنها بهویژه داروهای ضد التهاب غیر استروئیدی ها در بیماران قلبی باید بهطور جدی پرهیز شود. بسیاری از بیماران تصور میکنند داروهایی مانند ایبوپروفن یا دیکلوفناک، چون بدون نسخه نیز در دسترس هستند، خطری ندارند؛ در حالی که همین داروها بیشترین سهم را در تداخلهای خطرناک دارویی دارند. آموزش بیمار در این زمینه، یکی از ارکان مهم پیشگیری از عوارض است.
توصیه مهم دیگر، بررسی دقیق فهرست داروهای مصرفی بیمار پیش از تجویز هر داروی ارتوپدی است. اطلاع از مصرف وارفارین، داروهای ضدانعقاد جدید، آسپیرین قلب، استاتینها، داروهای فشار خون یا داروهای نارسایی قلبی میتواند مسیر انتخاب دارو را کاملاً تغییر دهد. در بسیاری موارد، استفاده از دوز کمتر، دوره کوتاهتر یا انتخاب داروی جایگزین، میتواند خطرات را بهطور چشمگیری کاهش دهد.
دکتر افشاریان، جراح و متخصص ارتوپدی، بر این باور است که درمان موفق دردهای اسکلتیعضلانی تنها به مهار درد محدود نمیشود، بلکه حفظ ایمنی بیمار و پیشگیری از عوارض دارویی، بخشی جداییناپذیر از درمان اصولی است. از دیدگاه ایشان، گفتوگوی ساده با بیمار درباره بیماریهای زمینهای و داروهای مصرفی، گاهی بهاندازه پیشرفتهترین روشهای درمانی ارزشمند است.
در نهایت، باید تأکید کرد که همکاری میان پزشکان مختلف، بهویژه متخصص ارتوپدی و متخصص قلب، نقش کلیدی در کاهش تداخلهای دارویی دارد. بسیاری از عوارض قابل پیشگیری هستند، اگر تجویز دارو با آگاهی، پایش مناسب و نگاه فردمحور انجام شود. شناخت تداخلها، نه برای ایجاد ترس از مصرف دارو، بلکه برای مصرف آگاهانه و ایمن آنهاست؛ رویکردی که هم درد بیمار را کاهش میدهد و هم سلامت قلب و سایر ارگانهای حیاتی را حفظ میکند.
منابع
- Campbell’s Operative Orthopaedics, 14th Edition. Elsevier, 2021.
Chapter: Nonsteroidal Anti-inflammatory Drugs in Orthopaedic Practice, pp. 312–320. - Rockwood and Green’s Fractures in Adults, 9th Edition. Wolters Kluwer, 2020.
Section: Pain Management and Systemic Drug Effects, pp. 185–192. - Antman EM, et al.
Use of nonsteroidal antiinflammatory drugs: An update for clinicians.
Circulation, 2007; 115:1634–1642. - FDA Drug Safety Communication.
Non-aspirin NSAIDs increase the chance of heart attack or stroke.
U.S. Food and Drug Administration, 2015. - Patrono C, et al.
Antiplatelet drugs: aspirin resistance and drug interactions.
Journal of the American College of Cardiology, 2004; 43:1019–1027. - Lanas A, Chan FKL.
Peptic ulcer disease and NSAIDs.
The New England Journal of Medicine, 2017; 377:251–261. - Whelton A.
Nephrotoxicity of nonsteroidal anti-inflammatory drugs.
American Journal of Medicine, 1999; 106(5B):13S–24S. - Weir MR.
Renal effects of nonselective NSAIDs and coxibs.
Cleveland Clinic Journal of Medicine, 2002; 69(Suppl 1):SI53–SI58. - Holbrook AM, et al.
Systematic overview of warfarin and corticosteroid interactions.
Archives of Internal Medicine, 2005; 165:1095–1106. - Schäcke H, et al.
Mechanisms involved in the side effects of glucocorticoids.
Pharmacology & Therapeutics, 2002; 96:23–43. - Terkeltaub R.
Colchicine update: 2020.
Arthritis & Rheumatology, 2020; 72:190–199. - Slobodnick A, et al.
Colchicine drug interaction errors and misconceptions.
BMJ, 2018; 362:k3207. - FDA Safety Warning.
Gabapentinoids and risk of respiratory depression.
U.S. Food and Drug Administration, 2019. - Goodman & Gilman’s The Pharmacological Basis of Therapeutics, 13th Edition.
Chapter: Skeletal Muscle Relaxants, pp. 349–356. - American Academy of Orthopaedic Surgeons (AAOS).
Pain management in patients with cardiovascular disease.
AAOS Clinical Practice Guidelines, 2021.