بازتوانی پس از جراحی منیسک بدون ترمیم، یا همان پارشیل منیسککتومی، یکی از مهمترین مراحل درمانی بیماران دچار آسیب منیسک است. بسیاری از افراد گمان میکنند که وقتی بخش پارهشده منیسک برداشته میشود، مشکل تمام شده است و دیگر نیازی به برنامه توانبخشی یا تمرینات فیزیوتراپی ندارند. اما زانو برخلاف یک لولای ساده، سازهای است که از چندین عنصر مختلف تشکیل شده و هرکدام از این عناصر—غضروف، منیسک، رباطها، عضلات و بافتهای نرم—در همکاری با یکدیگر باعث حرکت روان، بدون درد و بدون ساییدگی میشوند. با حذف بخشی از منیسک، این تعادل ظریف دستخوش تغییر میشود و بدن باید با کمک عضلات قوی و عملکرد صحیح مفصل، فشارهای اضافی را جبران کند. اگر این جبران صورت نگیرد، بیمار در قدم اول دچار درد و تورم و در قدمهای بعدی دچار مشکلاتی همچون آرتروز زودرس خواهد شد.
منیسک مانند یک بالشتک هلالیشکل است که داخل مفصل زانو قرار دارد و نقش ضربهگیر دارد. هر زانو دو منیسک دارد: یکی در سمت داخلی و یکی در سمت خارجی. وقتی پارگی منیسک رخ میدهد و بخش آسیبدیده قابل ترمیم نیست، پزشک بخش پارهشده را برمیدارد تا درد، گیر کردن و قفلشدگی از بین برود. اما حذف بخشی از این ساختار محافظ باعث افزایش فشار موضعی بر غضروف مفصلی میشود. بیمار باید کاملاً درک کند که برداشتن حتی مقدار کمی از منیسک به معنای نیاز بیشتر به عضلات قوی و توان حرکتی صحیح است.
در سالهای اخیر، بیماران زیادی پس از پارشیل منیسککتومی گزارش کردهاند که در هفتههای اول احساس میکنند زانویشان سبکتر شده و درد اولیه از بین رفته است. همین احساس خوب اولیه باعث میشود که فرد بازتوانی را جدی نگیرد. اما تجربه نشان داده است که این حس اولیه موقتی است و اگر عضلات اطراف زانو تقویت نشوند، نتیجه عمل بهتدریج کاهش پیدا میکند. به گفته دکتر افشاریان جراح و متخصص ارتوپدی، «نتیجه جراحی منیسک بدون ترمیم ۵۰ درصد به مهارت جراح و ۵۰ درصد دیگر به کیفیت بازتوانی بیمار وابسته است.» این جمله ارزشمند یکی از اصول کلیدی این نوع جراحی است و نشان میدهد که توانبخشی، ادامه درمان و بخش جدانشدنی آن است.
بازتوانی نهتنها برای کاهش درد فعلی است، بلکه برای محافظت از زانو در سالهای آینده ضرورت دارد. افرادی که بازتوانی کامل را انجام میدهند، معمولاً سریعتر به کارهای روزمره برمیگردند، توانایی راه رفتن بدون لنگش پیدا میکنند، موقع بالا رفتن از پله درد کمتری احساس میکنند و در بلندمدت نیز با احتمال کمتری دچار آرتروز میشوند. در مقابل، افرادی که بازتوانی را جدی نمیگیرند یا فقط چند جلسه فیزیوتراپی میروند و آن را ادامه نمیدهند، معمولاً پس از چند ماه با درد، ضعف عضلانی، خالیکردن زانو یا تورم مزمن مراجعه میکنند.
ماهیت پارگی منیسک و اثرات آن بر توانبخشی
——————————————-
وقتی بیمار دچار پارگی منیسک میشود، بسته به محل و شدت پارگی، الگوی راهرفتن، الگوی عضلانی و الگوی حرکتی مفصل تغییر میکند. بیمار معمولاً برای کاهش درد، وزن بیشتری را روی پای سالم میاندازد و پای آسیبدیده را کمتر درگیر میکند. این کار در کوتاهمدت باعث کاهش درد میشود، اما در طولانیمدت باعث ضعف عضلات چهارسر، همسترینگ و عضلات سرینی میشود.
وقتی جراحی پارشیل منیسککتومی انجام میشود، بخش پارهشده برداشته میشود، اما این ضعف عضلانی که از قبل وجود داشته، همچنان باقی میماند. علاوه بر آن، بدن باید به شرایط جدیدی که با حذف بخشی از منیسک ایجاد شده است نیز عادت کند. بنابراین بیمار نهتنها باید ضعف قبل از جراحی را جبران کند بلکه باید توان بیشتری برای محافظت از غضروف باقیمانده ایجاد کند. این موضوع اهمیت بازتوانی را دوچندان میکند.
در بسیاری از بیماران، مشاهده میشود که پارگی منیسک باعث دردهای پهلوهای زانو یا حتی پشت زانو میشود و همین موضوع باعث تغییر الگوی گامبرداری میشود. بازتوانی اصولی این الگوهای غلط را اصلاح میکند و باعث میشود بیمار بتواند با گامهای یکنواخت و صحیح راه برود.
چرا بعد از برداشتن منیسک، نیاز به عضلات قویتر داریم؟
وقتی بخش کوچکی از منیسک برداشته میشود، به نظر میرسد که تغییر خاصی رخ نداده است. اما از دید بیومکانیکی، همین برداشت کوچک میتواند فشار نقطهای وارد بر غضروف را دو تا سه برابر کند. عضلات اطراف زانو مانند چهارسر، همسترینگ و عضلات باسن کمک میکنند که نیروهای وارده توزیع یکنواختتری پیدا کنند. هرچه این عضلات ضعیفتر باشند، زانو بیشتر تحت فشار قرار میگیرد و دردهای مزمن ایجاد میشود.
در این شرایط، بیمار باید درک کند که بازتوانی فقط برای چند هفته نیست، بلکه یک اصل دائمی برای سلامت زانوست. عضلات چهارسر، بهخصوص قسمت داخلی آن (ویستوس مدیالیس)، نقش مهمی در راستای کشکک دارند. ضعف این عضله باعث اختلال در مسیر حرکتی کشکک و در نتیجه درد جلوی زانو میشود.
فاز اول بازتوانی (۰ تا ۲ هفته پس از جراحی)
————————
فاز اول بازتوانی دقیقاً همان بخشی است که بیمار باید از همان روز اول جراحی شروع به اجرای اصول آن کند. در این مرحله، هدف اصلی کاهش درد، کاهش تورم و جلوگیری از خشکی مفصل است. بیمار باید بداند که تورم نهتنها یک علامت آزاردهنده است، بلکه مانعی جدی برای انقباض مناسب عضله چهارسر بهحساب میآید. عضله چهارسر در جلوی ران قرار دارد و مهمترین عضله برای کنترل زانوست. اگر تورم کاهش پیدا نکند، این عضله نمیتواند بهخوبی منقبض شود و در نتیجه بازتوانی وارد مسیر غلط خواهد شد.
اهمیت یخگذاری و بالا نگه داشتن پا
———————————————————-
یخگذاری استاندارد یکی از مؤثرترین روشها برای کاهش التهاب و درد است. نکته مهم این است که یخ نباید مستقیم روی پوست قرار گیرد، بلکه باید داخل یک کیسه پارچهای قرار گیرد تا از آسیب پوستی جلوگیری شود. هر بار ۲۰ دقیقه یخ، و سپس حداقل ۲۰ دقیقه استراحت توصیه میشود. بالا بردن پا نیز باعث کاهش تجمع خون و مایع در زانو میشود. بهترین حالت این است که پاشنه پا از سطح قلب بالاتر باشد. این کار چرخه تورم را سریعتر متوقف میکند.
حرکت دادن آرام زانو
یکی از مهمترین بخشهای فاز اول، بازگرداندن دامنه حرکتی اولیه زانوست. زانو باید بتواند بهآرامی خم و راست شود. راست شدن کامل زانو در این مرحله مهمتر از خم شدن است. بسیاری از بیماران تصور میکنند که هرچه زانو بیشتر خم شود، بهتر است، اما تا زمانی که زانو بهطور کامل صاف نشود، راه رفتن صحیح و بدون لنگش امکانپذیر نیست. هدف در هفته اول رسیدن به یک راستایی کامل (Full Extension) و خم شدن تا حد ۷۰ تا ۹۰ درجه است.
فعالسازی عضله چهارسر
یکی از سادهترین و در عین حال مهمترین تمرینات، انقباض ایزومتریک چهارسر است. در این تمرین، فرد تلاش میکند پشت زانو را به زمین فشار دهد و انقباض عضله را احساس کند. این انقباض باید بدون حرکت مفصل انجام شود. تکرار این حرکت چندین بار در روز باعث تقویت سریع عضلات و جلوگیری از تحلیل آنها میشود.
بالا بردن مستقیم پا (Straight Leg Raise)
این تمرین یکی از نشانههای کلیدی پیشرفت بیمار در روزهای اول است. بیمار باید بتواند پا را با زانوی کاملاً صاف، ۱۵ تا ۲۰ سانتیمتر از تخت بالا بیاورد. اگر زانو خم شود، نشاندهنده ضعف شدید چهارسر یا تورم زیاد است. انجام این حرکت در روزهای اول ممکن است سخت باشد، اما با کاهش تورم و تقویت عضلات، بیمار باید بتواند این حرکت را بهدرستی انجام دهد.
راه رفتن با عصا
در فاز اول نباید بیمار وزن کامل روی پای عملشده بیندازد. راه رفتن باید آهسته و با کمک عصا انجام شود. بیمار باید درک کند که عجله در حذف عصا نهتنها کمکی به بهبود نمیکند، بلکه باعث فشار ناگهانی بر زانو و افزایش تورم خواهد شد.
فاز دوم بازتوانی (۲ تا ۶ هفته پس از جراحی)
در این مرحله، بیمار معمولاً درد کمتری دارد و دامنه حرکتی تا حد زیادی بهبود یافته است. هدف اصلی در این مرحله تقویت عضلات، اصلاح الگوی حرکتی و افزایش ثبات مفصل است. اگر بیمار در این فاز تمرینات را دقیق انجام دهد، معمولاً بعد از هفته چهارم تا پنجم میتواند بدون لنگش راه برود.
تمرینات تقویتی پایه
تمرینات فاز دوم باید اصولی و کنترلشده باشند. اسکات نیمه (Half Squat) یکی از مهمترین تمرینات این مرحله است. بیمار باید بهاندازه ۳۰ تا ۴۵ درجه زانو را خم کند و دوباره به حالت ایستاده برگردد. این تمرین باعث تقویت عضلات چهارسر و سرینی میشود. اسکات کامل (یعنی بیش از ۹۰ درجه خم شدن) در این مرحله مناسب نیست، زیرا فشار زیادی روی غضروف و منیسک باقیمانده وارد میکند.
تمرین پل زدن (Glute Bridge)
بیمار به پشت روی زمین میخوابد، زانوها را خم میکند و باسن را بالا میبرد. این تمرین باعث تقویت عضلات سرینی و همسترینگ میشود که دو گروه عضلانی بسیار مهم در حفظ ثبات زانو هستند.
تمرینات تعادلی
پس از جراحی و بهویژه در بیمارانی که دچار پارگی منیسک بودهاند، حس عمقی بدن کاهش مییابد. برای بازگشت این حس، تمرینات تعادلی ضروری هستند. یکی از سادهترین تمرینات تعادلی، ایستادن روی یک پا به مدت ۲۰ تا ۳۰ ثانیه است. با پیشرفت بیمار، میتوان از سطوح ناپایدار مثل تخته تعادل یا بوسوبال استفاده کرد.
هدف دامنه حرکتی
در پایان فاز دوم، بیمار باید بتواند زانو را تا حدود ۱۳۰ درجه خم کند. کمتر بودن دامنه حرکتی ممکن است نشانه خشکی مفصل یا ضعف عضلات باشد و اجازه پیشرفت سریع به بیمار ندهد.
خطاهای رایج در فاز دوم
در این مرحله، بسیاری از بیماران دچار اعتمادبهنفس بیش از حد میشوند و تمرینات سنگین را زودتر از موعد شروع میکنند. این کار یکی از پرخطرترین اشتباهات است. فشار بیش از حد روی مفصلی که هنوز در حال بازسازی قدرت عضلانی است، میتواند درد، التهاب و حتی آسیب جدید ایجاد کند. به گفته دکتر افشاریان جراح و متخصص ارتوپدی، بیشتر بیمارانی که دردهای اضافی در هفتههای چهارم تا ششم تجربه میکنند، کسانی هستند که تمرینات را یا نادرست انجام دادهاند یا بیش از حد به زانو فشار آوردهاند.
اهمیت خمشدن کنترلشده
حرکت خمکردن زانو باید کاملاً کنترلشده باشد. خمکردن سریع و ناگهانی، یا نشستن و برخاستنهای مکرر، فشار زیادی به زانو وارد میکند. بیمار باید از نشستن طولانی با زانوهای خم پرهیز کند، زیرا این حالت باعث افزایش فشار روی کشکک و غضروف میشود.
فاز سوم بازتوانی (۶ تا ۱۲ هفته پس از جراحی)
وقتی بیمار وارد فاز سوم بازتوانی میشود، به مرحلهای رسیده که باید احساس کند زانو روانتر حرکت میکند و عضلات نسبت به هفتههای اول قدرت قابلتوجهی پیدا کردهاند. این مرحله، از نظر بیومکانیکی زمانی است که بیمار میتواند تمرینات پیشرفتهتری انجام دهد، اما هنوز نباید عجله کند. بسیاری از بیماران در همین مرحله دچار اشتباهات بزرگ میشوند. احساس بهبودی اولیه آنها را وسوسه میکند که ورزشهای سنگینتر یا فعالیتهایی مثل دویدن سریع، پریدن، یا بالا رفتن از پلهها با سرعت بالا را انجام دهند. اما زانو هنوز از نظر قدرت و هماهنگی حرکتی کاملاً آماده این فشارها نیست.
تمرین اسکات کامل تا ۹۰ درجه
در این مرحله، اسکات کامل تا حدود ۹۰ درجه—نه بیشتر—کاملاً مناسب است. این تمرین باعث تقویت عضلات چهارسر، عضلات سرینی و عضلات پشت ران میشود. نکته مهم این است که بیمار باید در حین اسکات، کمر خود را صاف نگه دارد و زانوها را بیش از حد به جلو نبرد. زانو نباید از نوک انگشتان پا جلوتر رود، زیرا این حالت فشار زیادی به کشکک وارد میکند.
دوچرخه ثابت
دوچرخه ثابت یکی از بهترین تمرینات این مرحله است. در ابتدا، بیمار باید از مقاومت بسیار کم استفاده کند و فقط به حرکتهای یکنواخت و طولانی توجه داشته باشد. دوچرخه باعث افزایش دامنه حرکتی، تقویت عضلات اطراف زانو و بهبود جریان خون میشود. معمولاً از هفته هشتم به بعد میتوان مقاومت دوچرخه را کمی افزایش داد، اما این کار باید بسیار تدریجی باشد.
تمرینات پرشی سبک (Plyometrics)
در بیماران ورزشی، تمرینات پرشی نقش اساسی در بازگشت به عملکرد ورزشی دارند. اما این تمرینات فقط زمانی مجاز هستند که بیمار بتواند بدون درد بنشیند و بلند شود، در اسکات تعادل داشته باشد، و هنگام فرود روی زمین زانوها به داخل (والگوس) نروند. جهشهای سبک به جلو و عقب یا پرشهای کوتاه در جا میتوانند شروع خوبی باشند. تمرینات سنگین مثل پریدن روی جعبه یا پرشهای بلند باید تا مراحل آخر بازتوانی به تعویق بیفتند.
تمرینات تعادلی پیشرفته
در فاز سوم، حس عمقی باید به شکل جدیتری تمرین داده شود. بیمار باید بتواند روی سطوح ناپایدار مثل بوسوبال یا تخته تعادل بایستد. این تمرینات نهتنها عضلات عمقی ساق و ران را فعال میکنند، بلکه کمک میکنند زانو در حرکات ناگهانی بهتر کنترل شود. بهویژه در بیمارانی که پیش از جراحی دچار پارگی منیسک بودهاند، این تمرینات اهمیت بسیار بیشتری دارد، زیرا الگوی عصبیعضلانی آنها قبل از جراحی هم ضعيف شده بوده و نیاز به بازآموزی دارد.
فاز چهارم بازتوانی (۳ تا ۵ ماه پس از جراحی)
بیمار در این مرحله باید از نظر دامنه حرکتی، قدرت عضلانی، حس عمقی و عملکرد روزمره تقریباً به حالت طبیعی بازگشته باشد. این مرحله، پلی است بین بازگشت کامل به فعالیتهای روزمره و بازگشت کامل به ورزش. اشتباهات این مرحله معمولاً پیامدهای سنگینی دارند. بیمارانی که در این مرحله عجله میکنند و فعالیتهای سنگین انجام میدهند، متأسفانه بیشتر در معرض آسیبهای ثانویه قرار میگیرند. این موضوع بهخصوص در ورزشکارانی که سابقه پارگی منیسک داشتهاند بیشتر دیده میشود.
دویدن سبک
دویدن باید با قدمهای کوتاه و سرعت کم شروع شود. بهترین سطح برای شروع، زمینهای صاف و نرم است. بیمار نباید از روی سرازیری یا سربالایی شروع کند. دویدن باید با دورههای استراحت کوتاه همراه باشد.
تغییر جهتهای کنترلشده
حرکاتی مثل تغییر جهت ناگهانی یا چرخش سریع، بیشترین فشار را بر منیسک و رباطهای زانو وارد میکنند. در فاز چهارم، این حرکات باید تحت کنترل و با مربی یا فیزیوتراپیست انجام شود. ابتدا فرد باید حرکتهای نوسانی کوچک انجام دهد و با پیشرفت، زاویه چرخش را بیشتر کند.
تمرینات چابکی
چابکی یعنی توانایی حرکت سریع، هماهنگ و بدون درد. تمرینات نردبان چابکی (Agility Ladder)، حرکتهای زیگزاگ آرام و تمرینات سرعتی کنترلشده برای این مرحله مناسب هستند. این تمرینها کمک میکنند عضلات ران و ساق هماهنگی بیشتری پیدا کنند و زانو برای بازگشت به ورزش آماده شود.
پرشها و فرودها
پرشهای چندجهتی از مهمترین بخشهای فاز چهارم بازتوانی هستند. بیمار باید یاد بگیرد چگونه هنگام پرش و فرود، زانو را در محور صحیح خود نگه دارد. فرود باید نرم و یکنواخت باشد. هرگونه فرو رفتن زانو به سمت داخل، نشاندهنده ضعف عضلات باسن و چهارسر است و باید اصلاح شود.
اهمیت هماهنگی عصبی–عضلانی
هماهنگی عصبیعضلانی یعنی اینکه مغز و عضلات با یکدیگر هماهنگ کار کنند. یکی از اثرات مهم پارگی منیسک این است که حس عمقی مفصل کاهش پیدا میکند و پیامرسانی عصبی کمی کندتر میشود. بازتوانی باید این ارتباط مغز–عضله را دوباره آموزش دهد. تمرینات سریع، تمرینات تعادلی، و تمریناتی که نیاز به تصمیمگیری سریع دارند، همگی باعث افزایش بازآموزی عصبیعضلانی میشوند.
چرا برخی بیماران دیرتر خوب میشوند؟
طبیعی است که همه بیماران با یک سرعت یکسان بهبود پیدا نکنند. عواملی مثل سن، میزان تورم اولیه، شدت پارگی منیسک، میزان ضعف عضلانی قبل از جراحی، وزن بیمار، میزان فعالیت روزانه و حتی کیفیت خواب میتوانند روند بهبود را تغییر دهند. در برخی بیماران، تورم زانو بیشتر طول میکشد. در برخی دیگر، چهارسر دیر فعال میشود. در گروهی دیگر ممکن است خشکی مفصل بیشتر باشد.
در چنین مواردی، بیمار باید بداند که مقایسه خودش با بقیه کار اشتباهی است. هر زانویی شرایط خودش را دارد و هیچ دو بیماری کاملاً شبیه به هم نیستند. بهترین کار این است که بیمار به برنامه بازتوانی وفادار باشد، ورزشها را منظم انجام دهد و از عجله کردن خودداری کند.
نقش وزن بدن در نتیجه بازتوانی
وزن یکی از کلیدیترین عوامل در روند بهبود است. هر یک کیلو اضافه وزن، حدود چهار برابر فشار بیشتر روی زانو وارد میکند. این یعنی فردی که ۱۰ کیلو اضافه وزن دارد، هنگام راه رفتن فشار بسیار بیشتری نسبت به فردی با وزن مناسب تجربه میکند. اگر بیمار پس از جراحی تغذیه مناسب نداشته باشد، فعالیت کافی انجام ندهد و وزنش افزایش یابد، حتی بهترین برنامه بازتوانی هم نمیتواند بهخوبی نتیجه دهد.
در مقابل، بیمارانی که وزن خود را کنترل میکنند، معمولاً روند بهتری دارند و در مراحل بعدی نیز کمتر دچار دردهای مزمن میشوند.
نقش سبک زندگی در بهبود و جلوگیری از آسیبهای بعدی
سبک زندگی نقش مهم و گاهی تعیینکنندهای در نتیجه نهایی جراحی و بازتوانی دارد. بسیاری از بیماران تصور میکنند که تنها با انجام چند تمرین و بهبود نسبی درد، همه چیز به پایان میرسد. اما سبک زندگی اشتباه مانند نشستن طولانیمدت، کمتحرکی، استفاده از پلههای زیاد، چاقی، کفش نامناسب و فعالیتهای سنگین ناگهانی باعث میشود که فشار زیادی روی زانو وارد شود. زانوی فردی که پارگی منیسک داشته و بخشی از منیسک او برداشته شده است، در برابر این فشارهای اضافی آسیبپذیرتر است.
یکی از نکات مهم برای بیماران، رعایت اصول ارگونومی در محل کار است. صندلی باید ارتفاع مناسب داشته باشد و زانو نباید در حالت خم طولانی قرار گیرد. بیمارانی که شغل آنها نیازمند ایستادن طولانیمدت است باید حتماً از کفی مناسب استفاده کنند تا شوک ناشی از برخورد پا با زمین به زانو منتقل نشود. همچنین، هنگام بلند کردن اجسام سنگین، بیمار باید از زانو خم نشود و بهجای آن از کمر و لگن کمک بگیرد. این اصول ساده به ظاهر اهمیت چندانی ندارد، اما برای زانوهای حساسشده پس از جراحی منیسک بسیار حیاتیاند.
توصیههای ویژه برای پیشگیری از آسیب مجدد
در بیمارانی که جراحی پارشیل منیسککتومی انجام دادهاند، دو نکته حیاتی وجود دارد:
۱. جلوگیری از افزایش وزن
2. ادامه تمرینات تقویتی در درازمدت
وزن بالا باعث افزایش فشار روی زانو میشود و عضلات نیز هر قدر هم قوی باشند، نمیتوانند این فشار اضافی را کامل جبران کنند. توصیه میشود بیمار هفتهای سه تا چهار جلسه تمرینات سبک مانند پیادهروی، دوچرخه ثابت و تمرینات کششی انجام دهد.
تمرینات تقویتی چهارسر و عضلات باسن باید حتی بعد از پایان بازتوانی نیز ادامه یابد. عضلات باسن نقش مهمی در کنترل زانو دارند و در هنگام راه رفتن، بالا رفتن از پله یا تغییر جهت، مانع افتادن زانو به سمت داخل میشوند. این موضوع برای بیمارانی که سابقه پارگی منیسک دارند اهمیت دوچندان دارد.
چه زمانی بیمار باید به پزشک مراجعه کند؟
گرچه مقداری درد و تورم در هفتههای اول طبیعی است، اما علائمی وجود دارند که اگر بیمار آنها را تجربه کند باید فوراً به پزشک مراجعه کند:
- تورم زیاد و ماندگار
- درد شدید که با استراحت کاهش نمییابد
- قفلشدن زانو
- خالیکردن ناگهانی زانو
- صدای غیرعادی همراه با درد
- احساس گرمی شدید در مفصل
این علائم ممکن است نشانه التهاب شدید، آسیب جدید، یا در موارد نادر عفونت باشند. در چنین شرایطی، بررسی پزشکی ضروری است.
چرا برخی افراد بعد از ماهها هنوز درد دارند؟
این سؤال شاید یکی از رایجترین پرسشها در بین بیماران باشد. پاسخ آن در اکثر موارد به سه عامل اصلی برمیگردد:
۱. ضعف عضلات چهارسر و باسن
۲. انجام ناقص بازتوانی
۳. بازگشت زودهنگام به فعالیتهای سنگین
برخی بیماران تمرینات را فقط چند هفته انجام میدهند و سپس آن را رها میکنند. در حالی که عضلات برای اینکه بتوانند فشارهای وارد بر زانو را تحمل کنند، باید بهصورت مداوم تقویت شوند. همچنین بیمارانی که عجله میکنند و زود به فعالیتهای پرشی یا ورزشی برمیگردند، بیشتر در معرض آسیبهای بعدی قرار میگیرند.
«طبق نظر دکتر افشاریان جراح و متخصص ارتوپدی، بیشترین علت دردهای ماندگار پس از درمان پارگی منیسک، عجله در بازگشت به فعالیتهای سنگین و عدم تکمیل مراحل بازتوانی است.»
جمعبندی نهایی
بازتوانی بعد از جراحی منیسک بدون ترمیم، مرحلهای بسیار مهم و جدی در فرآیند درمان آسیبهای زانو است. اگرچه این نوع جراحی معمولاً دوران نقاهت کوتاهتری نسبت به منیسک ریپیر دارد، اما این موضوع هرگز نباید باعث بیتوجهی به بازتوانی شود. عضلات چهارسر، همسترینگ، عضلات باسن و عضلات ساق همگی در همکاری با یکدیگر، وظیفه دارند از زانو محافظت کنند و فشارهای وارد بر مفصل را تحمل کنند. هرگونه ضعف در این مسیر، نتیجه جراحی را تحت تأثیر قرار میدهد.
با انجام اصولی بازتوانی، بیمار میتواند به فعالیتهای روزمره، ورزش و حتی فعالیتهای سنگین بازگردد، بدون اینکه دچار درد یا محدودیت شود. اما اگر این اصول نادیده گرفته شوند، احتمال بروز مشکلاتی مانند درد مزمن، تورم مکرر، خالیکردن زانو و آرتروز زودرس افزایش مییابد.
منابع
- Campbell’s Operative Orthopaedics – Knee Meniscus Chapter – pp. 2123–2140
- Miller’s Review of Orthopaedics – Knee Section – pp. 643–650
- Rockwood & Green’s – Soft Tissue Knee Injuries – pp. 199–210
- AAOS Essentials of Musculoskeletal Care – Knee Problems – pp. 350–361
- DeLee & Drez’s Orthopaedic Sports Medicine – Meniscal Injuries – pp. 1515–1532
- Brukner & Khan’s Clinical Sports Medicine – Meniscus Rehab – pp. 910–922
- Hoppenfeld – Physical Examination of the Knee – pp. 102–113
- Shelbourne Knee Rehabilitation Program – pp. 45–58
- The Knee – Springer – Meniscus Biomechanics – pp. 301–318
- JOSPT – Meniscectomy Rehabilitation Guidelines – pp. 480–498
- AJSM – Outcomes After Partial Meniscectomy – pp. 955–964
- Arthroscopy Journal – Meniscus Healing & Rehab – pp. 100–114
- KSSTA – Return to Sport After Meniscectomy – pp. 140–150
- JBJS Reviews – Load Transmission in Meniscus – pp. 210–223
- AAOS Clinical Guideline on Meniscal Disorders – pp. 12–27